{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو انگار خوب می‌دانستی که وقتش است.

تو انگار خوب می‌دانستی که وقتش است.
وقتِ آنکه بیایی و به دنیای من رنگِ زندگی بپاشی.
میدانستی که دیگر وقت آن است که غم ‌هایم به سفری دور و دراز بروند و معنی خوشحالی را بیشتر از هرکس دیگری بفهمم.
انگار همه‌ی اینها را از قبل می‌دانستی!
و سرانجام از کوچه هایی که بوی شعر و پرتغال می‌دادند، آمدی، ماندی و من تازه فهمیدم که قبل از تو زندگی‌ام، چه قدر بی معنی بوده است...
[شقایق جلیلی]

#زیبا #عکس #عکس_نوشته_عاشقانه #عکس_نوشته #خاص
دیدگاه ها (۱۳)

از عجایب خلقت همین بسبهار باشد یا زمستانوقتی تو می خندیانار ...

بهار من باشتا در هوای توچون درختیجوانه کنم.#محمد_شیرین_زاده ...

.شاعر میگه:"هر جا هوا مطابق میلت نشد، برو. فرق تو با درخت، ه...

.⚜️زیبایی دلت را به رخ آسمان می کشم تا کم تر به مهتابش بنازد...

طوری سخن می‌گویی که انگار می‌خواهی مرا رها کنی،و طوری جزیات ...

نه نه نه نباید اینجوری میشد برای یه لحظه حتی باورم نمیشد باز...

عاشقم باش Part 40

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط