{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها زیادی ساکــت شده ام

این روزها زیادی ساکــت شده ام

نمی دانم چــرا حرف هایم به جای گلـــو

از چشـــم هایم بیرون می آیند
دیدگاه ها (۴)

منو چهار دیوار چهار ستون آماده به رزم...مث چراغی که نورو کرد...

زندگیم الان بین ۲بیت شعر گیر کرده ...سعدی میگه: برخیز و مخور...

هههههخخخخخ.....

●•روزگـــــار ...●•میــخندے ..؟●•کمےحـرمت نــگه دار ...؛●•مـ...

این روزهانمی دانم تو زیباتر شده اییا من عاشق تر...#عاشقانه ...

می دانم دیگر نمی آییاما هنوز چشم به راهم...💔

👌محسن رضایی: اگر آمریکایی‌ها جدی هستند، بگذارند سربازانشان ب...

واقعا نمی دانم چرا...خجالت نمی کشید می آید اوسی های بقیه رو ...

مینویسم...این روزها که دلتنگی و تنهایی فشار می آورد بیشتر می...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط