{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان دستانت

داستانِ دستانت ؛❣️
دیدگاه ها (۰)

- ی‍‌ادت‍‌ه گ‍‌ف‍‌ت‍‌م ب‍‌ی ن‍‌ه‍‌ای‍‌ت #ع‍‌اش‍‌ق‍‌ت‍‌م ال‍‌...

زندگی یه دروغ مسخره بود!هیچکس واقعا وجود نداشت

بغل تو حس راه رفتن روی ابر‌هارو می‌داد💙

دان‍‌ل‍‌ود ق‍‌ل‍‌ب‍‌ی ک‍‌ه دل‍‌ت‍‌ن‍‌گ ادم‍‌‍‌ای #ل‍‌اش‍‌ی ن...

دستانت را گرفتم فرشتگان گریه کردندچون میدانستند به دوزخ میرو...

#از زمین بلند شو وجایی از دستانت بر روی شانه کسی نزار :)🖤

خنکای دستانت را آهسته می‌بخشی به لحظه‌های تب‌دار بیماران…نبض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط