{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خنکای دستانت را آهسته می‌بخشی به لحظه‌های تب‌دار بیماران…

خنکای دستانت را آهسته می‌بخشی به لحظه‌های تب‌دار بیماران…
نبض حیات زیر لطافت انگشتانت چه تند می‌زند…
دیدگاه ها (۰)

اردیبهشت که نههواے خرداد جان میدهدبہ آغوشتڪوچ ڪنموغوطہ ورشوم...

عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماندخوش باش کز جفای تو، این نیز ب...

- تو باید باشی -‌میل خواستن تو ، میل خواستن آب بعد از کابوس ...

همه چیز شتابان میگذرد جز درد.....‌‌‌‌‌

جیهو مثل یک گربه کوچولو می‌لرزید زیر پتو با خودش می‌گفت آروم...

به دنبال همپارت ۷ ادامه پارت قبلهر دو با هم بخشی از شکاف را ...

دارالذکر اولین دیدار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط