{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یاد کودکی مینویسم

به یاد کودکی مینویسم

که با دست کوچکش...

صورت گریان مادرش را نوازش میکرد و ...

میگفت:

مامان جون من گریه نکن..

دیگه نمیگم گرسنمه...:'(
دیدگاه ها (۷)

خواهش میکنم پنجره را باز بگذار و برو....هوای دلم...به وسعت ت...

عاشق این عکسم......

زن بودن؛ کارمشکلی است!!!همیشه مجبوری ....مانند یک بانو رفتار...

خدایا....یکی از بزرگترین نعمت ها اینه که درکم میکنی!!بدون ای...

Part ⁶ محکم خوردم به یک چیزی و جیغ خیلی بلندی کشیدم که یکدفع...

پارت ⁴☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆آخرین امید...☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆چند ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط