کسی دارد میانِ عشقمان کاشانه می سازد
کسی دارد میانِ عشقمان کاشانه می سازد
از این قصری که دارم بی هوا ویرانه می سازد
شکایت دارم از او عشق را هرگز نمی داند
که دارد بی هوا از یار من دیوانه می سازد
جفا هرکس کند بی شک جفا بیند به دل یک روز
شبیهِ من میانِ سیل غم ها خانه می سازد
مرا پیچاند و با یک ناکسی همدم شدش آخر
به دورِ شمع عشقش از دلم پروانه می سازد
"مگو شرط دوام دوستی دوریست باور کن
همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد"
سرگشته
از این قصری که دارم بی هوا ویرانه می سازد
شکایت دارم از او عشق را هرگز نمی داند
که دارد بی هوا از یار من دیوانه می سازد
جفا هرکس کند بی شک جفا بیند به دل یک روز
شبیهِ من میانِ سیل غم ها خانه می سازد
مرا پیچاند و با یک ناکسی همدم شدش آخر
به دورِ شمع عشقش از دلم پروانه می سازد
"مگو شرط دوام دوستی دوریست باور کن
همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد"
سرگشته
- ۲.۰k
- ۲۳ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط