{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند شاتی جونگکوک

چند شاتی جونگکوک

part 3

خواست ادامه بده که اشکاش ریخت.. سرشو پایین‌گرفت تا کسی متوجه نشه..

ولی طرفداراش جیغ زدن..

جونگکوک‌ویو

امروز قرار‌بود برم‌کنسرت ات..

خب.. من برای یه دختر هرزه، ات رو ول کردم... امروز هم رفتم‌کنسرتش...

پشیمونم..
صندلی جلو بودم..
وقتی وارد شد..

خیلی تغییر کرده بود..

لباسای باز..

شیک زدن..

رقصیدن‌با پسرا..

خیلی‌تغییر کرده بود..

سعی کردم‌حسود نباشم..

بعد از خوندن چند تا آهنگ

نشست و شروع کرد به خوندن آهنگ.

کامل مشخص بود اون‌آهنگ‌مال‌منه..
سالی که‌ما باهم‌شیپ می‌شدیم..

اشک داخل‌چشماش‌جمع شد..

خیلی دل تنگشم..

کاش میتونستم بغلش کنم و ازش عذرخواهی کنم..

وقتی گریه کرد.. قلبم شکست..

خیلی احساس گناه داشتم‌طوری که همش تقصیر من بود.. !

بعد از‌تموم‌شدن‌کنسرت..
به پشت صحنه رفتم..

ات داشت میکروفون و اِیرپاد(این گوها چیه واسه ایدلا میزارن تو‌گوششون ، آهنگ‌داخل مغزشون میرههه از اونا میگم) رو در میزاشت روی میز..

موهاش رو جمع کرد..
آب خورد و‌ گرمش بود..

منتظر موندم تا خوب بشه..
بعد از عوض کردن لباساش و...
بالاخره منو‌دید..

همینطور‌مات بود..

هنوز داخل چشماش‌اشک بود..

چشماش بر اثر‌گریه قرمز بود..

-ات.. میتونم.. باهات حرف... بزنم

+ الان.. وقت ندارم..

- پس.. جلوبپی در سالن کنسرت منتظرتم..

دختر‌چیزی‌نگفت..
دیدگاه ها (۷)

چندشاتی جینpart 1با بی حوصلگی داخل اکسپلور اینستا چرخید..گوش...

چندشاتی جین.part 2پیشبند هاشون و کلاه های آشپزیشون رو گذاشتن...

چندشاتی جونگکوکpart 1 شلوارک‌ قرمز چرم خیلی کوتاهشو‌پوشید و ...

چندشاتی شوگاpart ۷+اون بچه مال من و توست‌.-چی؟!...+اون‌پسر‌م...

چند پارتی از تهیونگ (وقتی خیلی روت حساس بود) پارت چهارم .ـــ...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط