{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از شب حرف می زنم

من از شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف می زنم.
اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه
که از آن به ازدحامِ کوچه خوشبخت بنگرم...

#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

آرامش سهم کسانی نیست کهدور از طوفان ها زندگی می کنندبلکه سهم...

حرفی نزن از این درام تلخ!راهی شو...حتی نگو خوشبختی ام را آرز...

نیرویی از آن توست باورنکردنیو توانایی به کارهایی که تصورشان ...

هر دلی سازی دارد که در زندگی به گونه ای مینوازدگاهی شاد، گاه...

شب در تاریکی بر شهر آبی سایه می اندازدسایه ای در طاقچه قلب م...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط