aghazia
۱۴۵
پسند
با انگشتانم خوشه های برنج را لمس میکردم...
با انگشتانم خوشه های برنج را لمس میکردم...
نمناکی زمین را زیر پاهایم احساس میکردم...
اینجا زمین است،زمینی که هر روز عشق را در آن می کارند و با لبخند آنرا درو میکنند...
آری، اینجا ((شالیزار)) است...
دانلود
۱.۱k
۲۵ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (
۶
)
Anything
برداشت زیتون در فلسطین هرگز فقط کشاورزی نبوده است. این یک با...
چنان که زندگی روی خوش نشون نداد تصمیم گرفتم که دیگر با روی خ...
شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...
' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...
ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...
نمیبخشمت p.23
به نام اهورامزدا۷ آبان، روز بزرگداشت کوروش کبیر؛ روزی که قلب...
𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①③ چه بود زندگی؟ اگر تو نمیرسید...
تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین