{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
بگو حافظ نخواند یوسفِ او برنمی گردد
که سوی رفته از چشمانِ کم سو بر نمی گردد

"شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل"
به این دریای طوفانی ، پرستو بر نمی گردد

غزال چشم‌هایم را به مسلخ می‌برد شیرش
بگو با بچه آهوها، که آهو برنمی گردد

گمانم زنده برگردد، اسیرِ تیرِ غیب اما
اسیرِ رفته زیر‌ِ تیغِ ابرو ، برنمی گردد

شبی دستش میان موج گیسویم به رقص آمد
یقین کردم که ارامش به این مو برنمی گردد

تقلا میکنم برگردم از موجِ بلا خیزش
ولی میدانم آب رفته از جو ... برنمی گردد

مگر تقدیر برگرداند این بختِ سیاهم را
دعا شاید ، ولی با سحر و جادو برنمی گردد

.
jam1
دیدگاه ها (۸)

نیامدی و دوباره به خویش رو کردمشبانه با لب لیوان بگو‌مگو کرد...

ولش کن بابا

❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥

جونگوکییی>>>😭🫰🏻💜

خوشگلا میخواستم معذرت خواهی کنم بخاطر اینکه نمیتونم زیاد فعا...

پیج. رو قراره به زیبایی تموم. کنم از پستا لذت ببرید.

خوشگلا میخواستم معذرت خواهی کنم بخاطر اینکه نمیتونم زیاد فعا...

توی خواب دیدمت......💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط