{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زانو‌ زده ام برای زیارت!

زانو‌ زده ام برای زیارت!
پشتِ ادراکِ فصلِ نگاهش...
در دلخوشیِ کوچکی از
اصطکاکِ طالع و ماه
به دست و‌پایِ #حضرتِ_پاییز افتاده ام!
#زهره_حدادی#عاشقانه
دیدگاه ها (۲)

در انتهای کوچه آذر دختریست به نام یلدا.با موهای بلند و مشکی،...

زمستان در راه استمیخواهم بنشینم کنار دوست داشتنت تاگرم شوم ا...

من فقط اینو می دونم که آخرای #پاییز بود ...درست همین موقع ها...

کاش خورشید بودم،تا هر صبح پلک هایت رانوازش کنم و ...گونه های...

عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂پارت اول: ☆مردی که احساسی ندارد. ☆جونگکوک ...

مکان: اسپانیا، مزرعه زیتون. کلارا برای چندمین بار به‌عنوان م...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۱۲(ویو جونگ کوک)همون لحظه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط