{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنارم بودی و شادت نکردم

کنارم  بودی و شادت  نَکردم
زِ بَندِ  شُعله   آزادَت   نَکردم
دو دیدِه بَرهم و بَستم به رویَت
شُدم ناشاد و دِلشادَت نَکردم
کنارَم بودی و دور از تو بودَم
نَفَس بُر سینه و یادت نکردم
بهاری  بودی  و پُر از شِکوفه
نظر بر شاخِ شِمشادَت نکردم
غروبَت آمد و رَفتی زِ پیشَم
نگاهی  بر شبِ  تارَت نَکردم
شُده  آدینه  و  آیُم   بِخاکت
کِنارَم  بودی و شادَت نَکردم
دیدگاه ها (۲۱)

از آن زمان که آمدی همیشه مستم و خراببرای پرسه در تنت مُدام ک...

به وقتِ افغانستان ببار ابر سیاهبرای دخترکانی که زود خون دیدن...

دِلا دیگَر نمی خواهم ،  تو را با  یادِ او  تنهارَوی آلاله ها...

بَهارَم بودی و روح و رَوانَمنِشَستی بَر زَمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط