{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که بی تو خودمو

ای که بی تو خودمو
تک و تنها میبینم
هر جا که پا میزارم
تو رو اونجا میبینم
یادمه چشمای تو
پر درد و غصه بود
قصه ی غربت تو
قد صد تا قصه بود
یاد تو هر جا که هستم با منه
داره عمره منو اتیش میزنه
تو برام خورشید بودی
توی این دنیای سرد
گونه های خیسمو
دستای تو پاک میکرد
حالا اون دست ها کجاست
اون دوتا دست های خوب
چرا بی صدا شده
لب قصه های خوب
من که باور ندارم
اون همه خاطرمون
عاشق اسمونا
پشت یک پنجرمون
آسمون سنگی شده
خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها
گریه هامو ندیده
یاد تو هر جا که هستم با منه
داره عمره منو اتیش میزنه
دیدگاه ها (۳)

حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را ...

کاش دنیا به عقب برگرده بجای زل زدن به دریابه دریای تو چشات ز...

تـنـهـایـے آدمـهـا به عـمـق یـه دریـاسـتولـے بـرای پـرکـردنـ...

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

ادامه دامیان :چی نه خوب ب ام سوال شد انیا:تو دامیان که یک شک...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

سناریو شیطان کش پارت یک

پارت ۴۸

بفرمایید رمان بقولید😘❤️پارت سی دوم🔥عشق ابدی ما🔥سونیک: دیدن خ...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط