اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۲۵
(ویو نابی)
وقتی وارد خونه شدم یونا دیدم مطمئن بودم دکتر بهش همه چیز
گفته....... بغضم ترکید
نابی : من نمی خوام زندگی کنم ( گریه شدید)
یونا سریع اومد بغلم کرد
یونا: نابی لطفاً آروم باش
گریم شدت گرفت و فقط با داد گریه دیگه آروم نمی گرفت....
نابی: همه بخاطر من مردن....بابام ...مامانم...دوستاشون.... داداشم ...من نحسم
من باعث بدبختی هستم من بکش..ترو خدا من بکشید
با داد گریه حرف می زدم روی زمین افتادم و فقط داد میزدم گریه می کردم
یونا روی زمین نشست بغلم کرد ولی یهو حس گیچی کردم ......
درسته یونا دوباره با سوزن بی هوشم کرد......
با آخرین چکه اشکی که از چشمام چکید به خواب عمیقی رفتم .....
۱ روز بعد
با حس سردرد بیدارم شدم روی تختم بود.....
ساعت ۷ شب بود .... آروم بلند شدم به سمت حموم رفتم تیغ برداشتم......
من دیگه نمی تونم ....مرگ حق منه و با کشیدن تیغ روی دستام ....
و سیاهی مطلق............
ویو یونا
از سرکار اومدم فکنم نابی تا الان بیدار شده ‌‌.....
به سمت اتاقش رفتم در زدم ولی جواب نداد....وارد شدم ولی نبود یکم اطراف
گشتم دوباره اومدم اتاق خودش در حموم باز کردم ولی با چیزی که......
که دیدم کل بدنم یخ کرد نابی...نه ...نه‌‌..من بدون تو نمیتونم......
با استرس گریه آمبولانس خبر کردم...... فقط بالای سرش نشستم گریه می کردم
غرق خون بود که آمبولانس اومد سریع به بیمارستان منتقل شد... جلوی در اتاق
عمل وایسادم گریه می کردم....تنها کسی که من درک می کرد نابی بود ...
هیچوقت دردش به من نمی گفت زیاد .... الان بدون اون.... نمی تونم
حدود 2 ساعت گذشت که دکتر اومد یکم لحن دکتر عجیب بود
دکتر: به موقع رسوندینشون........ ولی باید یک مدت داخل بیمارستان روان
پریشی بستری باشن.....ما مغزش آنالیزم کردیم اصلأ به زندگی امید ندارن
یونا: باشه.... حتماً ممنون
دکتر رفت بعد از یک ساعت رفتم داخل پیش نابی ..............
دیدگاه ها (۵)

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۲۶ویو نابی چشمام باز...

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۲۷(ویو جونگ کوک) دوس...

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۲۴ویو نابی اون روز ت...

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد پارت ۲۳راوی: و امروز دوبا...

پسر کوچولوی من پارت : ۷ که دیدم همه وسط خیابون یجامع شدن...ا...

پارت ۱۲رز وحشیاون دختر ات نیست اون دختر خواب بود  اروم از رو...

جیمین فیک زندگی پارت ۹۲#

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط