{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و چه دانی که پس هر نگه ساده من

و چه دانی که پس هر نگه ساده من

چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟

یا نگاه تو که پر عصمت و ناز

بر من افتد، چه عذابی و ستمی ست؟
دیدگاه ها (۱)

کاش می شد عشوه معشوق دیدکاش می شد رنج عشقش را کشیدکاش می شد ...

در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی تواممن در این تاریکیم...

باز هم با نام تو افسا نه ای گلریز شدباز هم در سیـــ‌ ــ ـ‌ــ...

من آمده ام که با تو راهی بشومآنی که تو از دلم بخواهی بشومدری...

شاید باور نکنید ولی همین توضیحات ساده‌ی این جوان و فهمش به م...

فقرِ #عاشق، نداشتنِ #طلا و #خانه نیست؛ فقرِ او لحظه‌ای‌ست ک...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

موسیقی

.گمان میکنم ‌تُـــــو...!باید یکی از شاهرگ هایم باشیکه دوست ...

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

عاشقانه های شبنم

خدا میگوید:نگو بدون آن نمیتوانم زندگی کنمتو را بدون آن هم زن...

تولدت مبارک نامجون 💜حرف‌هات همیشه برای من بیشتر از چندتا جمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط