وه! چه مضمونها که با این چشمها آوردهای
وه! چه مضمونها که با این چشمها آوردهای
شاهبیتی از غزلهای خدا آوردهای
با همین لبخند شیرینی که درمان من است
بر سر دلهای بسیاری بلا آوردهای
داستانم را به مجنون گفتم و با خنده گفت:
این همه دیوانگی را از کجا آوردهای؟
ای غم شیرین تنهایی، کجا با این شتاب؟
بیشتر در خانهام بنشین، صفا آوردهای
ای نسیم عشق، ممنونم که در زندان من
بار دیگر عطر گیسویی رها آوردهای
شاهبیتی از غزلهای خدا آوردهای
با همین لبخند شیرینی که درمان من است
بر سر دلهای بسیاری بلا آوردهای
داستانم را به مجنون گفتم و با خنده گفت:
این همه دیوانگی را از کجا آوردهای؟
ای غم شیرین تنهایی، کجا با این شتاب؟
بیشتر در خانهام بنشین، صفا آوردهای
ای نسیم عشق، ممنونم که در زندان من
بار دیگر عطر گیسویی رها آوردهای
- ۹۴۷
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط