{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوش دیوانه شدم! عشق مرا دید و بگفت:

دوش دیوانه شدم! عشق مرا دید و بگفت:
آمدم! نعره مزن! جامه مَدَر! هیچ مگو!

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو!

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی! جز که به سر هیچ مگو!

گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است؟!
گفت این غیر ِ فرشته است و بشر هیچ مگو
دیدگاه ها (۳)

گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ...

قسمت ۷

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

My Arirang Part 6

☆تردید☆ پنج ماه از زمانی که دازای اعتراف کرد میگذشت. این پنج...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم --------Part26

تصادف با ماشین باجی.

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک: فرشته‌ای در میانِ جمعیتصدای فریا...

پارت دوم: دردسرِ همیشگیسرم داشت از استرس منفجر می‌شد. دستم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط