+چت شد؟
+چت شد؟
_هیچی ارباب
+هوی عوضیا(اشاره ب بادیگاردا) دستشو اروم تر بگیرین این دختر مال منه.
بادیگاردا فک کردن دارن زورشونو کم میکنن اما با همون فشار قبلی دستمو گرفتن که از دردی ک داشتم اهی سر دادم
تهیونگم تا دید بازم درد دارم با خشم به بادیگاردا نگاه کرد.. اونا دستمو ول کردن و تهیونگ راهی که تا ماشین رفته بود رو برگشت و بازومو گرف.. کصکش دیه خیلی زورش زیادهههه.. من اونقدری اهل گریه نبودم ولی این دیه واقن زیادی بود. بخاطر همین جیغ کشیدم و با عصبانیت دستمو ا بازوم کنار زدم و بازومو گرفتم و همون لحضه قطره اشکی از چشم بارید.
اونم ک دید هر دوتا دستم مشغوله براید استایل بغلم کرد منم با چشای اشکی به صورتش خیره شدم.
چشام ا تعجب چارتا شده بود. لبخند محوی اومد روی صورتش ولی سریع جمش کرد.. موندم این همون رئیسیه که کشتن ادما براش مثل اب خوردن بود؟ این الان لبخند زددد؟؟
فاکککک
بردتم تو ماشین و منو گذاشت رو صندلی بغلیش که..
_هیچی ارباب
+هوی عوضیا(اشاره ب بادیگاردا) دستشو اروم تر بگیرین این دختر مال منه.
بادیگاردا فک کردن دارن زورشونو کم میکنن اما با همون فشار قبلی دستمو گرفتن که از دردی ک داشتم اهی سر دادم
تهیونگم تا دید بازم درد دارم با خشم به بادیگاردا نگاه کرد.. اونا دستمو ول کردن و تهیونگ راهی که تا ماشین رفته بود رو برگشت و بازومو گرف.. کصکش دیه خیلی زورش زیادهههه.. من اونقدری اهل گریه نبودم ولی این دیه واقن زیادی بود. بخاطر همین جیغ کشیدم و با عصبانیت دستمو ا بازوم کنار زدم و بازومو گرفتم و همون لحضه قطره اشکی از چشم بارید.
اونم ک دید هر دوتا دستم مشغوله براید استایل بغلم کرد منم با چشای اشکی به صورتش خیره شدم.
چشام ا تعجب چارتا شده بود. لبخند محوی اومد روی صورتش ولی سریع جمش کرد.. موندم این همون رئیسیه که کشتن ادما براش مثل اب خوردن بود؟ این الان لبخند زددد؟؟
فاکککک
بردتم تو ماشین و منو گذاشت رو صندلی بغلیش که..
۴.۱k
۱۰ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.