اینجا سرزمین واژه های وارونه است؛
اینجا سرزمین واژه های وارونه است؛
جایی که "گنج" "جنگ" میشود...
"درمان" "نامرد"...
و "قهقهه" "هق هق "...
اما...
"دزد " همان "دزد" است...
"درد" همان "درد"...
و "گرگ" همان "گرگ"...
سرزمین واژه های وارونه آری؛
که "من" "نم" زده است...
"یار" "رای" عوض کرده است...
"راه" گویی "هار" شده...
"آشنا را جز در "انشاء" نمیبینی...
و چه "سرد " است این "درس" زندگی...
اینجاست که "مرگ " برایم " گرم" میشود...
چرا که "درد".. همان "درد" است...
جایی که "گنج" "جنگ" میشود...
"درمان" "نامرد"...
و "قهقهه" "هق هق "...
اما...
"دزد " همان "دزد" است...
"درد" همان "درد"...
و "گرگ" همان "گرگ"...
سرزمین واژه های وارونه آری؛
که "من" "نم" زده است...
"یار" "رای" عوض کرده است...
"راه" گویی "هار" شده...
"آشنا را جز در "انشاء" نمیبینی...
و چه "سرد " است این "درس" زندگی...
اینجاست که "مرگ " برایم " گرم" میشود...
چرا که "درد".. همان "درد" است...
- ۱.۱k
- ۲۰ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط