Part
Part 17:
ALEXANDER:.......
از اعصبانیت داشتم منفجر میشدم،این مرتیکه
مگه نرفته بود لس انجلس،اخه اینجا چه غلطی میکنه.
اصلا این مرتیکه دیوث،از کی تا حالا استاد دانشگاه شده؟
یه خبراییه من مطمعنم.
زنگ زدم به الکسیس بعد از سه تا بوق جواب داد.
الکسیس:جانم داداش؟
_کجایی؟
الکسیس:خونه.
_خبر داری ؟
الکسیس با تعجب:از چی ؟
_دیمیتری دیوث از لس انجلس برگشته.
الکسیس داد زد:چییییی؟ دیمیتری میخائیلوویچ ؟
_اره.
الکسیس:اگه دیمیتری برگشته ،حتما لئوناردو هم بر میگرده.متوجهی دیگه.
_گاو نیستم که.
الکسیس:باید شرشونو کم کنیم.
_به ژنیا بگو، باید فردا بیایین عمارت
صحبت کنیم.
الکسیس: حله.
بعدشم قطع کردم.
خدایا چرا هرچی مشکله ماله منه؟
باید زنم بگیرم تا دو روز دیگه این کصکشا هم تازه پیداشون شد.دارم دیوونه میشم(دیوونه بودی برادر من)
به دستیارم زنگ زدم
_به دسته گل بزرگ، از رز های سفید میخوام برام بگیر. روش کارتم بذارید ،روش بنویسید:تقدیم به شیطون ترین و زیبا ترین بانوی جهان.
سریععععع
MARGARET:......
با ذوق نشستم و دخترا درحال آماده کردنم بودن،وایییی چی بپوشم؟
من هیچ وقت درگیر لباس نبودم.
ولی الان خیلی برام مهمه چی بپوشم،
نه میخوام خیلی مجلسی باشه نه خیلی رسمی امممممم نمیدونم!!!!!
+دخترا چی بپوشم؟
یکدفعه لیلی با یک دست لباس و کفش خوشگل اومد تو.
لی لی :مخصوص بانوی زیبای امشب ،طراحی کردم و دوختم البته فقط پیراهنش کار خودمه. بقیه اش آماده خریداری شده جیگرم.
خندیدم+مرسیییی
آنا:حالا موهاتو ببین.
+واییی چقدر قشنگ شد.
+دخترا واقعا مرسی ،موچچچچ بهتون.
سریع آماده شدم ،که تلفنم زنگ خورد .
جواب دادم.
+الو،سلام؟
_مادمازل،افتخار بدید بیاید بیرون.
+الان میام.
با عجله از بچه ها خداحافظی کردم و رفتم پایین ،که دیدمش.
وای دلم ضعف رفت،
مرتیکه کت شلوار جذاب پوشیده بوداااا،جذاب!!!
موهاشو بالا زد بود،چسمای ابیش قشنگ تو دید بود تتوی روگردنشم چون دکمه های پیراهنش باز بود معلوم بود.
واییی ،اینجوری جذاب تیکه داد به BMW ،یه دست گل بزرگ رزم دستشه،واقعنیه چقدر قشنگ.
یه سوال این از کجا میدونه من رز دوست دارم؟
رفتم پیشش.
+سلام.
_سلام بانو،چه زیبا شدید.
+ممنون, تو هم جذاب شدی.
دست گلارو داد دستم،دستمو گرفت و بوسید.
_تقدیم به چشم های مشکی زیبات.
لبخند زدم +مرسی.
در ماشین و برام باز کرد.(چه جنتلمنننن)
باهم سوار شدیم و حرکت کردیم.
ALEXANDER:.......
از اعصبانیت داشتم منفجر میشدم،این مرتیکه
مگه نرفته بود لس انجلس،اخه اینجا چه غلطی میکنه.
اصلا این مرتیکه دیوث،از کی تا حالا استاد دانشگاه شده؟
یه خبراییه من مطمعنم.
زنگ زدم به الکسیس بعد از سه تا بوق جواب داد.
الکسیس:جانم داداش؟
_کجایی؟
الکسیس:خونه.
_خبر داری ؟
الکسیس با تعجب:از چی ؟
_دیمیتری دیوث از لس انجلس برگشته.
الکسیس داد زد:چییییی؟ دیمیتری میخائیلوویچ ؟
_اره.
الکسیس:اگه دیمیتری برگشته ،حتما لئوناردو هم بر میگرده.متوجهی دیگه.
_گاو نیستم که.
الکسیس:باید شرشونو کم کنیم.
_به ژنیا بگو، باید فردا بیایین عمارت
صحبت کنیم.
الکسیس: حله.
بعدشم قطع کردم.
خدایا چرا هرچی مشکله ماله منه؟
باید زنم بگیرم تا دو روز دیگه این کصکشا هم تازه پیداشون شد.دارم دیوونه میشم(دیوونه بودی برادر من)
به دستیارم زنگ زدم
_به دسته گل بزرگ، از رز های سفید میخوام برام بگیر. روش کارتم بذارید ،روش بنویسید:تقدیم به شیطون ترین و زیبا ترین بانوی جهان.
سریععععع
MARGARET:......
با ذوق نشستم و دخترا درحال آماده کردنم بودن،وایییی چی بپوشم؟
من هیچ وقت درگیر لباس نبودم.
ولی الان خیلی برام مهمه چی بپوشم،
نه میخوام خیلی مجلسی باشه نه خیلی رسمی امممممم نمیدونم!!!!!
+دخترا چی بپوشم؟
یکدفعه لیلی با یک دست لباس و کفش خوشگل اومد تو.
لی لی :مخصوص بانوی زیبای امشب ،طراحی کردم و دوختم البته فقط پیراهنش کار خودمه. بقیه اش آماده خریداری شده جیگرم.
خندیدم+مرسیییی
آنا:حالا موهاتو ببین.
+واییی چقدر قشنگ شد.
+دخترا واقعا مرسی ،موچچچچ بهتون.
سریع آماده شدم ،که تلفنم زنگ خورد .
جواب دادم.
+الو،سلام؟
_مادمازل،افتخار بدید بیاید بیرون.
+الان میام.
با عجله از بچه ها خداحافظی کردم و رفتم پایین ،که دیدمش.
وای دلم ضعف رفت،
مرتیکه کت شلوار جذاب پوشیده بوداااا،جذاب!!!
موهاشو بالا زد بود،چسمای ابیش قشنگ تو دید بود تتوی روگردنشم چون دکمه های پیراهنش باز بود معلوم بود.
واییی ،اینجوری جذاب تیکه داد به BMW ،یه دست گل بزرگ رزم دستشه،واقعنیه چقدر قشنگ.
یه سوال این از کجا میدونه من رز دوست دارم؟
رفتم پیشش.
+سلام.
_سلام بانو،چه زیبا شدید.
+ممنون, تو هم جذاب شدی.
دست گلارو داد دستم،دستمو گرفت و بوسید.
_تقدیم به چشم های مشکی زیبات.
لبخند زدم +مرسی.
در ماشین و برام باز کرد.(چه جنتلمنننن)
باهم سوار شدیم و حرکت کردیم.
- ۳۳
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط