{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق گاهی تاری یک آه بر آیینه ای

عشق گاهی تاری یک آه بر آیینه ای
حسرت نا دیدن معشوق در آدینه ای

عشق گاهی موج دریا می شود
گاه با ساحل هم آوا می شود

عشق گاهی چاه را منزل کند
یوسفین دل را مطاع دل کند

عشق گاهی هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و هم نشین لاله شد


عشق گاهی در فنا معنا شود
واژگان دفتر کشف و تمناها شود
عشق را گو هرچه می خواهد شود
با تو اما عشق پیدا می شود
بی تو اما عشق کی معنا شود
دیدگاه ها (۱)

سن، کلید درک عشق نیست؛حضور و نگاهِ عاشقانه است که آن را می‌گ...

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

هر کس ذره ای از دنیای مولانا را زندگی کنه، عاشقِ مولانای عاش...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

«در تقویمِ دل من، امروز روزِ شکوفاییِ یک ستاره است؛ روزی که ...

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک عشق گاهی رویش برگ است د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط