{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانه های قدیمی روستایی را دوست دارم چونکه...

خانه های قدیمی روستایی را دوست دارم چونکه...
چایی همیشه دم بود
روی سماور
توی قوری.
در خانه همیشه باز بود
مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواست.
غذاها ساده و خانگی بود
بوی غذا نیازی به هود نداشت
عطرش تا هفت خانه می رفت
کسی نان خشکه نداشت
نان برکت سفره بود.
مهمانِ ناخوانده، آب خورشت را زیاد می کرد
بوی شب بو ها و خاک نم خورده حیاط غوغا میکرد
خبری از پرده های ضخیم و مجلسی نبود، نور خورشید سهمی از خانه های قدیم بود!
دلخوری ها مشاوره نمی خواست
دوستی ها حساب و کتاب نداشت
سلام ها اینقدر معنا نداشت!
امروز می خواهم به سبک قدیم سلام بگوئیم
بی بهانه
بی توقع
بی دلیل سلام بگوئیم
امروز می خواهم به سبک قدیم دعایت کنم
الهی خیر ببینید همگی
دیدگاه ها (۵)

از استادی پرسیدند:آیا قلبی که شکسته بازهم می تواند عاشق شود؟...

فمینیست یک حرف قشنگ و نان و آبدار برای آنان است که بهتر و بی...

ﻣـﺮﺩﯼ ﺑـﻪ همسرش ﮔـﻔـﺖ: "ﻧـﻤـﯿـﺪﺍﻧـﻢ ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﭼـﻪ ﻛـﺎﺭ ﺧـﻮﺑـﯽ ﺍ...

روزی به تمام این بی قراری ها می خندیو ساده از کنارشان می گذر...

p2ناگهان، خاطره‌ای که سال‌ها زیر لایه‌های خاکستر عشق دفن کرد...

عاشقانه های شبنم دعای خیر بدرقه راهتون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط