{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیامدی کنار من ، رسید سـال دیگری

نیامدی کنار من ، رسید سـال دیگری
برای این بهار خود ، کنم خیال دیگری

برای با تو بودنم ، زدم به هر دری، ولی
شده نصیب بخت من،به قرعه فال دیگری

شکسته پر شدم ببین ، در امتداد روزها
به فکر ماندنت و تو ، به فکر بال دیگری

تمام زندگی ِ من ، شده شبیه احتمال
میان آن همه اگر ، شدی محال دیگری

چه فایده از این همه ، روایت غریـبی ام
نوشتم این غزل و تو ، درون حال دیگری

نیامدی که بنگری ، تمام شد جوانی ام
طلوع کن بهار من ، رسید سـال دیگری...
دیدگاه ها (۳)

آرام بگیــر دلـــم ... !میـــدانـم دلتنـگـش هستــی... میـــد...

عاشق شده ام حــــــــــال و هوایم خوبست درد است ولی درد برای...

کاش من هم کسی را داشتم ...که با بستن چشمانم ...حس قشنگ نگاهش...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

ماه و باروت پارت ششم:#ماه_و_باروت---**چویا (با صدایِ گرفته):...

حاج‌قاسم گفت: «باور می‌کنی اجازه نمی‌دهد؟» یادداشتی از وحید ...

حاج‌قاسم گفت: «باور می‌کنی اجازه نمی‌دهد؟» یادداشتی از وحید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط