{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو گیسو را به دوش انداختی تو

دو گیسو را به دوش انداختی تو
ز ملک دل دو لشکر ساختی تو
به استمداد چشم و زلف و رخسار
به یکدم کار فایز ساختی تو
دیدگاه ها (۱)

تشخیص پزشک خستگی از دنیاستبا من بنشین و چای درمانی کن ...علی...

تو یک عاشقانه ی قدیمیتو شعری زیبادر تو عطری ست ؛مخصوص روزهای...

اگر در تو ،جسارتی برای عشق نیستپس به امید دیدار در روزی دیگر

دو چیز را سعی کن هیچوقتنشکنی...1_ دل زن2_ غرور مرد

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

همین که از دور دیدممیشه🥲ایناغه دیدارت را🥀🍃🕊️

غزل از چشم تو فواره‌کنان می‌آیدمِی ز لبخند تو در ساغر جان می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط