{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگ روزگار بودم...

گرگ روزگار بودم...
شغال ها هم جرات رویا رویی با من را نداشتند...
حال که توبه کرده ام ...
اهو ها هم برایم خط و نشان میکشند...
درست است که من رفته ام و توبــــه کرده ام اما به اهو ها بگویید...
در قلمروی من با احترام عبور کنند...
مگر نمیدانند که توبه گــــــــــــــــــــــرگ مـــــــــــــــــــــرگ است...!!!
دیدگاه ها (۱)

زندگی گاه به کام است و بس است زندگی گاه به نام است و کم استز...

خـــــوشبخـــت تـــــرین آدم هــــا اونــــایـــی هستــــن ک...

ای کـــــــاش همه به جایی برسیــــــــم که هر روز بگوئیـــــ...

ای بسا هندو و.ترک هم زبان ای بسا دو ترک چون بیگانگانپس زبان ...

✦ حقایق جالب (Trivia)• هیسوکا از دوران زندگی انسانی خود به پ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت یازدهم: نفوذ به قلمرویِ ممنوعه...

پدرخوانده پارت : ۲۱ صبح دانشگاه با همهمه‌ی همیشگی شروع شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط