{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴:

پارت ۴:


هر کدوم از ما اتاق جداگانه داشتیم اتاق من مشکی و قرمز بود مال استیسی آبی و سفید بود ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و مال جسی بل کاملاًقرمز بود و مال جولیا سفید و مشکی و مال سارا صورتی و سفید و مال کامیلا سفید و مال جسیکا بنفش کم رنگ یا همون یاسی بودهرکدوم مجهز به همه امکانات بودتخت هامون دونفره بود اینقدر خسته بودیم.
اِما =
نفهمیدم کی صبح شد خدمتکار صبحونه رو حاضر کرد و جسیکا همیشه زود بیدار می شه ولی استیسی و جولیا و کامیلا مثل خرس قطبی تا لنگ ظهر میخوابیدن من صبح زود بیدار شدم و طبق عادت همیشگی ایم یه سر به حموم زدم و یک ساعت توی حموم بودم.
سارا=
صبح بخیر بچه ها (نه اخه بچه هایی میبینی تروخدا😑) من بودم و جسیکا و اِما با تعجب به بقیه نگاه کردم بقیه کجان؟!!😳 اِما گفت:مگه اونا رو نمی شناسی تا لنگ ظهر میخوابن یه دفعه گفتم:یس یس اصلا حواسم نبود. وای صبحانه محشر بود انقدر خورده بودم داشتم میتریکیدم نمیدونستم چکارکنم😁
دیدگاه ها (۱)

پارت ۵:جسیکا=بچه ها بیاین بریم بیرون میخوام سئول رو ببینم اِ...

ج ناشناسوای ترسیدم تو کی میباشی که به من درس بدی مرتیکه هفت ...

پارت ۳:با قشنگ دلبری میکردیم ما همه چشم رنگی و اندام کشیده و...

پارت۲:ما مجبور بودیم زبان انگلیسی رو بلد باشیم چون پدر و ماد...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.11نشستم رو زمین و همون...

p12✂✂بیو مارسل صبح با سر درد شدید از خواب بیدار شدم با اون ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط