{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ماه را ...

تو ماه را ...

بیش تر از همه دوست می داشتی ...

و حالا ماه هر شب تو را ...

به یاد من می آورد ...

می خواهم فراموشت کنم ...

اما این ماه با هیچ دستمالی ...

از پنجره ها پاک نمی شود ...
دیدگاه ها (۲)

مــَـن نــگاه تـــو را شـعـر مے کـنـم ...تـــو شـعــر مـَــر...

شاید دوباره همدیگر را ...دیدار کنیم ...اما در آن جا که ترکم ...

بهشت جای دیگری نیست ...بهشت اول :آغوش مادریست که با تمام وجو...

قول بده که خواهی آمد ...اما هرگز نیا ...اگر بیایی ..همه چیز ...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

اونجا که حسین منزوی میگه:دیگر به بخشی از تو قانع نیستم، آریب...

چشمانم را که می بندم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط