{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_وقتی دیگر منی وجود ندارد_

_وقتی دیگر منی وجود ندارد_

𝐏❺

کوک
رفتم بالا و میخواستم برم داخل اتاق لباسمو بر دارم در اتاق باز نمیشد...

_ات؟ اونجایی؟ میخوام بیام داخل لباسام رو بردارم؟ الوو؟

کوک نگران شدم و در رو به زور باز کردم دیدم ا.ت رو زمین اوفتاده داره جون میده...
اما چرا؟ دلیلش چی بود؟

_ا.ا.ا.ات قشنگم چت شدهه...
تحمل کن دارم به اورژانس زنگ میزنم


و بالاخره اورژانس رسید و با سرعت به بیمارستان رفتیم (این خانواده کلا درحال رفت و آمد به بیمارستان هستن نیاز نگرانی نیس😂)

&جونگکوک... چکار کردی باهاش(نگرانی)قول دادی خوب رفتار کنی باهاش...
_پدر بخدا کاری باهاش نداشتم رفتم دوش گرفتم لباسام تو اتاق بود رفتم بردارم دیدم در قفله درو شکوندم دیدم دار...
÷بیشعووووووووور با خواهرم چکار کردی تو هاااا؟(عصبی)
_آروم باش هه ج..
~چخبرتونه اینجا بیمار داریما.. همراه خانم جئون ا.ت کیه؟
÷_منم
_همسرشم(نگرانی)
÷خواهر کوچیکمه(بغض کم)

~حالشون خوبه فقط هیچ عمل یهویی انجام ندین به عمل یهویی خیلی حساسن و قلبشون درد میگیره برای همین حالشون بد میشه... دارو هاشم مینویسم برید بگیرید

ادامه دارد.....

ببخشید کار داشتم نتونستم زیاد بنویسم 💔
خوب شده؟
شرط برای ۲ پارت بعدی
۹ لایک
۳ کامنت
۲ بازنشر
دیدگاه ها (۶)

وایی 😭🫂 اکلیلی شودم🫠🎀بازم بوس به تک تکتون🌸نظرتون رو راجب پیج...

🥲🌸🌷

ازتوننن خیلی ممنونمم🙂🫠نگا رفته اینجا🥲

دوستتوننننننن دارممممم🫂🫠🙂مرسیی منو ۹۰ تایی کردینن🛐

بعد صدای جیغ اومد با سرعت رفتم پایین که دیدم مامانم روی زمی...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط