{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم دفتر شعری آورد

پدرم دفتر شعری آورد
تکیه بر پُشتی داد
شعر زیبایی خواند،
و مرا بُرد به آرامشِ زیبایِ یقین
زندگی،شاید شعرِ پدرم بود که خواند...
(سهراب سپهری)

دیدگاه ها (۳)

باور آدمهای ساده را خراب نکن...آدمهای ساده با تو تا ته خط می...

دنگ..،دنگ..ساعت گیج زمان در شب عمرمی زند پی در پی زنگ.زهر ای...

ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ ، !ﻧﮕﻮ ﮐﻔﺮ ﺍﺳﺖ ، !!...ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ...

قاصدک قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟از کجا وز که خبر آوردی ؟ خ...

دو پارتی _ گذشته فان _ funny past

شبی در خلوت تنهایی، میان خواب و بیداری، روح مرا شوق دانستن ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط