{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق؛ اتفاق نیست

عشق؛ اتفاق نیست
که با آمدن و رفتن ها
از چشم بی افتد
عشق؛ تویی !
وجودت که عشق باشد
می بخشی تمامِ مهربانیت را
حالا اینکه بی حرمتی می کنند
با نامِ عشق
حالا اینکه تفاوتِ آغوش و بوسه هایِ عاشقانه
را نمی فهمند
حالا اینکه تو عاشق بوده ای و عاشقی کرده ای
و ندیدند
عشق؛ باز هم همان عشق است
مثلِ خدا
که ما بی مهر می شویم
ما فراموشش می کنیم
ما نمی بینیم دستانِ نوازشگرش را
اما او باز هم خدایی می کند
باز هم دلش برایِ خنده هایِ ما
تنگ می شود
دیدگاه ها (۱)

حاَجـے مِیدونےنَمڪ نَشناس ڪیہ؟یڪےهَمونیہ ڪہ بہ لُطف تو بہ او...

پلیس هاتمام جیب هایم را گشتندکیفم راماشینم رااما دلیلی برای ...

جز تو کسی در قصه ی تقدیر من نیستدیوانه ات هستم و این تقصیر م...

:زخمی که روایتگر " دردی" باشد...با چسب نمی توان دهانش را بست...

«دلم نمی‌آید فراموشت کنم،نه اینکه نتوانم،نه اینکه ممکن نباشد...

ناگهان طوفانی به پا شد، زمین به لرزه در آمد، آسمان غریدن گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط