CHAPTER MY LITTLE DEER
CHAPTER 3 ☆MY LITTLE DEER☆
همان روز در زنگ شیمی یکی از پسر هایی که خیلی درگیر مین بود اومد سمتش.اسمش کاتسو بود و از حق نگذریم خیلی خوشگل بود.
کاتسو:مین چان میشه صحبت کنیم؟
آما مین انقدر ناراحت بود که حتی نمیتونست صحبت کنه. کاتسو دستش رو جلوی صورت مین تکون داد اما مین حتی یک پلک هم نزد.
کاتسو:انقدر من رپ ایگنور نکن خوشگ_
مین:گمشو. تا وقتی که به دختر تبدیلت نکردم گمشو.
کاتسو هم با اخم میره. چند ساعت بعد وقتی مدرسه تمام میشه سنجو میگه:بیا با مترو بریم تا زودتر برسیم
مین:هوم باشه
توی مترو خیلی نزدیک هم نشستن. بعد از چند دقیقه مین یه سنگینی روی شونش حس کرد. سنجو سرش رو روی شونه مین گذاشته بود و خوابیده بود. و مین قصه ما مثل چی قرمز شد و خجالت کشید. خیلی دوست داست سنجو رو ببوسه حداقل برای یک باز. مین برای اینکه سنجو اذیت نشه نفس هاشو در حدی آروم کرده بود که انگار نفس نمیکشید. خوشحال بود که سنجو سرش رو شونه اش بود و ناراحت از اینکه "دختری که دوسش داشت" دوست پسر آینده اش رو میبینه
چند ساعت بعد در خانه سنجو. کورو اومده بود. اما مین خیلی عصبانی و سرد رفتار میکرد که دیگه نتونست تحمل کنه و به سمت در رفت
سنجو:هی هی مین چیشده کجا میری؟
مین:سنجو دیکه بسه. دیگه نمیتونم با یه پسر احمق اینجا باشم.
سنجو:تو حق نداری درمورد کورو اینطوری صحبت کنی.کورو احمق نیست. این تقصیر من نیست که تو از پسرا خوشت نمیاد.
مین با چشمای گشاد و کمی اخم به دختر رویا هاش نگاه میکنه.
مین:آره حق با توعه. کورو احمق نیست.*اینجا بغض کرد*من احمقم
و از خونه سنجو زد بیرون
سنجو:مین مین ببخشید لطفا برگرد
چند دقیقه بعد. بارون شدیدی شروع به ریختن کرد.حتی آسمون هم داشت براش گریه میکرد. داشت تو یه خیابون خلوت راه میرفت و گریه میکرد که با یه ضربه محکم توی سرش بیهوش شد و افتاد.
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
نگاه چقدر خوبم من زود زود پارت میدم
حقم یکم حمایت نیست؟
#توکیو_ریونجرز
همان روز در زنگ شیمی یکی از پسر هایی که خیلی درگیر مین بود اومد سمتش.اسمش کاتسو بود و از حق نگذریم خیلی خوشگل بود.
کاتسو:مین چان میشه صحبت کنیم؟
آما مین انقدر ناراحت بود که حتی نمیتونست صحبت کنه. کاتسو دستش رو جلوی صورت مین تکون داد اما مین حتی یک پلک هم نزد.
کاتسو:انقدر من رپ ایگنور نکن خوشگ_
مین:گمشو. تا وقتی که به دختر تبدیلت نکردم گمشو.
کاتسو هم با اخم میره. چند ساعت بعد وقتی مدرسه تمام میشه سنجو میگه:بیا با مترو بریم تا زودتر برسیم
مین:هوم باشه
توی مترو خیلی نزدیک هم نشستن. بعد از چند دقیقه مین یه سنگینی روی شونش حس کرد. سنجو سرش رو روی شونه مین گذاشته بود و خوابیده بود. و مین قصه ما مثل چی قرمز شد و خجالت کشید. خیلی دوست داست سنجو رو ببوسه حداقل برای یک باز. مین برای اینکه سنجو اذیت نشه نفس هاشو در حدی آروم کرده بود که انگار نفس نمیکشید. خوشحال بود که سنجو سرش رو شونه اش بود و ناراحت از اینکه "دختری که دوسش داشت" دوست پسر آینده اش رو میبینه
چند ساعت بعد در خانه سنجو. کورو اومده بود. اما مین خیلی عصبانی و سرد رفتار میکرد که دیگه نتونست تحمل کنه و به سمت در رفت
سنجو:هی هی مین چیشده کجا میری؟
مین:سنجو دیکه بسه. دیگه نمیتونم با یه پسر احمق اینجا باشم.
سنجو:تو حق نداری درمورد کورو اینطوری صحبت کنی.کورو احمق نیست. این تقصیر من نیست که تو از پسرا خوشت نمیاد.
مین با چشمای گشاد و کمی اخم به دختر رویا هاش نگاه میکنه.
مین:آره حق با توعه. کورو احمق نیست.*اینجا بغض کرد*من احمقم
و از خونه سنجو زد بیرون
سنجو:مین مین ببخشید لطفا برگرد
چند دقیقه بعد. بارون شدیدی شروع به ریختن کرد.حتی آسمون هم داشت براش گریه میکرد. داشت تو یه خیابون خلوت راه میرفت و گریه میکرد که با یه ضربه محکم توی سرش بیهوش شد و افتاد.
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
نگاه چقدر خوبم من زود زود پارت میدم
حقم یکم حمایت نیست؟
#توکیو_ریونجرز
- ۲.۰k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط