CHAPTER MY LITTLE DEER
CHAPTER 4 ☆MY LITTLE DEER☆
_ویو مین
با سردرد وحشتناکی از خواب بیدار شدم.اطرافم رو نگاه کردم و دیدم تو یه اتاق کثیف و گرد و خاک گرفته ای هستم. انگار زیرزمین بود. سعی کردم بلند شم اما سرم گیج رفت و افتادم. به زور خودمو به دیوار نزدیک کردم و بهش تکیه دادم. ساعت چنده؟چقدر بیهوش بودم؟اینجا کجاست؟از جون من چی میخوان؟خانوادم فهمیدن که من نیستم؟ این سوال ها رو هی از خودم میپرسیم
و ده دقیقه بعد دوتا آقا اومد تو زیرزمین
اقای ۱:پس موش کوچولو بلاخره بهوش اومد. دو روزه که بیهوشی.دیگه داشتیم تصمیم میگرفتیم همینطوری اعضای بدنت رو در بیاریم
مین تو ذهنش(یا خدا اینا اعضای بدن قاچاق میکنننن؟؟)
آقای ۲:بیشتر شبیه اههوعه تا موش
خب دختر جون. بنظرت برای خانوادت اونقدر مهم هستی که برای آزاد کردنت یه پول گنده بزارن دستمون؟
مین با کمی ترس:پول؟آزاد کردنم؟...چرا من رو دزدیدید؟
آقای ۱:احمق به نظر خودت چرا یه دخترو میدزدن؟اول میکنیمش و بعد اعضای بدنش رو در میاریم.فهمیدی؟
آقای ۱ به مین نزدیک میشه و میخواد لمسش کنه اما مین سریع بلند میشه و یه لگد توی سر مرده میزنه و مرده میوفته زمین و وقتی میخواد فرار کنه آقای ۲ میگیرتش اما مین با آرنج میزنه تو شکمش و مرده وقتی ولش میکنه با زانو میزنه تو صورت مرده و از اون زیر زمینه فرار میکنه اما از یه خونه خیلی بزرگ سر در میاره. و کلی نگهبان اونجا بود همه نگهبانا به سمت مین هجوم میبرن. خوشبختانه مین بلد بود از خودش دفاع کنه و به سختی نگهبانا رو شت و پت میکنه(مدیونید فکر کنید حوصله نوشتنشو ندارم)
اما خیلی زخمی شده بود. از بازوش و رون پاش و سرش داشت خون میومد.وقتی از اون خونه بیرون اومد دید تو یه جنگله. باید جاده رو پیدا میکرد تا بتونه فرار کنه.حداقل خودش به یک ایستگاه پلیس برسونه یا یکیو ببینه تا بتونه بهش کمک کنه
_فلش بک به دو روز قبل. خانه سانو ها
مایکی:اما، مین کجاست؟دیر کرده.
اما:رفته پیش سنجو. بزار بهش زنگ بزنم.
بعد از تماس اما با نگرانی میگه:سنجو گفت ساعت پنج از خونه اش خارج شده. اما الان ساعت نه شبه. نکنه اتفاقی افتاده؟
ایزانا:یکم دیگه صبر میکنیم. شاید اومد
سه ساعت گذشته بود و الان ساعت دوازده بود اما هیچی که هیچی
شینچیرو:مایکی، ایزانا بریم دنبالش بگردیم. اما تو خونه بمون وقتی که برگشت بهمون بگو
اما:اما منم میخوام بیام
شینچیرو:مینجیرو نیست و خبری ازش نداریم. نمیتونم بزارم این اتفاق برای تو هم بیوفته.
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
پارت بعد رو ساعت دو سه صبح میزارم🎀
#توکیو_ریونجرز
_ویو مین
با سردرد وحشتناکی از خواب بیدار شدم.اطرافم رو نگاه کردم و دیدم تو یه اتاق کثیف و گرد و خاک گرفته ای هستم. انگار زیرزمین بود. سعی کردم بلند شم اما سرم گیج رفت و افتادم. به زور خودمو به دیوار نزدیک کردم و بهش تکیه دادم. ساعت چنده؟چقدر بیهوش بودم؟اینجا کجاست؟از جون من چی میخوان؟خانوادم فهمیدن که من نیستم؟ این سوال ها رو هی از خودم میپرسیم
و ده دقیقه بعد دوتا آقا اومد تو زیرزمین
اقای ۱:پس موش کوچولو بلاخره بهوش اومد. دو روزه که بیهوشی.دیگه داشتیم تصمیم میگرفتیم همینطوری اعضای بدنت رو در بیاریم
مین تو ذهنش(یا خدا اینا اعضای بدن قاچاق میکنننن؟؟)
آقای ۲:بیشتر شبیه اههوعه تا موش
خب دختر جون. بنظرت برای خانوادت اونقدر مهم هستی که برای آزاد کردنت یه پول گنده بزارن دستمون؟
مین با کمی ترس:پول؟آزاد کردنم؟...چرا من رو دزدیدید؟
آقای ۱:احمق به نظر خودت چرا یه دخترو میدزدن؟اول میکنیمش و بعد اعضای بدنش رو در میاریم.فهمیدی؟
آقای ۱ به مین نزدیک میشه و میخواد لمسش کنه اما مین سریع بلند میشه و یه لگد توی سر مرده میزنه و مرده میوفته زمین و وقتی میخواد فرار کنه آقای ۲ میگیرتش اما مین با آرنج میزنه تو شکمش و مرده وقتی ولش میکنه با زانو میزنه تو صورت مرده و از اون زیر زمینه فرار میکنه اما از یه خونه خیلی بزرگ سر در میاره. و کلی نگهبان اونجا بود همه نگهبانا به سمت مین هجوم میبرن. خوشبختانه مین بلد بود از خودش دفاع کنه و به سختی نگهبانا رو شت و پت میکنه(مدیونید فکر کنید حوصله نوشتنشو ندارم)
اما خیلی زخمی شده بود. از بازوش و رون پاش و سرش داشت خون میومد.وقتی از اون خونه بیرون اومد دید تو یه جنگله. باید جاده رو پیدا میکرد تا بتونه فرار کنه.حداقل خودش به یک ایستگاه پلیس برسونه یا یکیو ببینه تا بتونه بهش کمک کنه
_فلش بک به دو روز قبل. خانه سانو ها
مایکی:اما، مین کجاست؟دیر کرده.
اما:رفته پیش سنجو. بزار بهش زنگ بزنم.
بعد از تماس اما با نگرانی میگه:سنجو گفت ساعت پنج از خونه اش خارج شده. اما الان ساعت نه شبه. نکنه اتفاقی افتاده؟
ایزانا:یکم دیگه صبر میکنیم. شاید اومد
سه ساعت گذشته بود و الان ساعت دوازده بود اما هیچی که هیچی
شینچیرو:مایکی، ایزانا بریم دنبالش بگردیم. اما تو خونه بمون وقتی که برگشت بهمون بگو
اما:اما منم میخوام بیام
شینچیرو:مینجیرو نیست و خبری ازش نداریم. نمیتونم بزارم این اتفاق برای تو هم بیوفته.
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
پارت بعد رو ساعت دو سه صبح میزارم🎀
#توکیو_ریونجرز
- ۱.۸k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط