{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوب ترین آدمهابیشتر به

•┈┈┈••✦•••✿ خوب ترین آدمهابیشتر به
دست خودشان میمیرند✿•••✦••┈┈┈•



●○● آمد و دلهره ای در دلم انداخت و رفت
از خودش در نظرم حادثه ای ساخت و رفت...

هی غزل پشت غزل، قافیه سازی می کرد
نوبت عشق که شد، قافیه را باخت و رفت...

گفت یک عالمه احساس به من مقروض است
قرض خود را ولی افسوس نپرداخت و رفت...

دلش از سنگ شد و رحم نیاورد و گذشت
مثل برق از بغل مردۀ من تاخت و رفت...

تیشه بر پیکرۀ کوه غرورم زد و بعد
پرچم فتح بر این قلّه برافراخت و رفت...

از دل بی خبرم زود خبردار شد و
قلب قلّابی خود را به من انداخت و رفت●○●
دیدگاه ها (۱)

من زائر هر روز آه دوریت هستم . ای مهربان مهمان نوازی کن .....

شبیه آتشی در باد خاکستر نمی گیرم...اگر خاموش گردم؛ شعله را ا...

می زنم حرف دلم را ؛ گرچه گوش تو کر استاین همه خود خواهی و بی...

بزن پلکی به هم گاهی ببین من زنده ام یا نه؟شکستی قاب چشمم را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط