{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عروسی مان خوب برگزار شد ...

عروسی مان خوب برگزار شد ...

حالا در خانه ی خودمان نشسته ایم و این اولین شب آرامش ماست ...

هنوز لباس عروس و کت شلوار دامادی بر تن ماست ...

خسته ایم و این شیرین ترین خستگی دنیاست که پس از سالها به هم رسیدیم ...
با همان لباس دامادی بر میخیزم و 2 نخ سیگار میاورم
یکی بر لب من و دیگری بر لب او ...


چشمهایمان میخندد .
و این شیرین ترین سیگار دنیا خواهد شد ...

چشم در چشم ،
دست در دست
و چند پک عمیق و فضای خانه مه آلود ...

ناگاه لای انگشتانم داغ میشود و از این رؤیای شیرین بیرون می آیم ...

یادم آمد تو سالهاست که رفته ای با دیگری

و من هنوز با هر نخ سیگار غرق رؤیای تو میشوم "
دیدگاه ها (۹)

غریبه ام بااین خیابونا،من ازتمام شهربیزارم...ازهرچی رابطه ست...

سیگار های بهمنش را دوست دارمعطر بد پیراهنش را دوست دارمگفتند...

✘دلَم ڪَسی رومیخاد ڪه...وَقتی بهش میگَم خُدافِظ نگه بای;بگــ...

در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست می رسم با تو به خانه، ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁹مرگ عادلانه‌ترین چیز تو این دنیاست.هیچ‌کس تا ح...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۱: عملیات فرار قبل از باباصبح خیلی زود…خا...

(عشق ممنوعه) *part ¹⁸*~~~~...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط