{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART6

PART6


لبامو رو لباش گزاشتم
مک های عمیق میزدم
دلم میخواست زندگیمونو تو اینده با خودم تصور کنم
ازش جداشدم
_خب... چجوری به پدرم و مادرت بگیم؟
+هااا؟

•خب جناب چانگ سو (اسم پدر هوانه) خوش اومدین روز عروسی نبودین برای همین ندیدیمتون!
✓عااا بله.. سفر مهمی داشتم
•اها... حال جناب هوان چطوره
_خوبمـ..... چیز خوبه خوبه
•عاا...
چای وونا میتونی چایی رو بیاری؟(کره ای معمولا از چای سبز استفاده میکنن برای همین چایی رو گفتم از چای سیاه زیاد استفاده نمیکنن چون قهوه رو ترجیه میدن)
_بله میارم
عا عایشش
+چیشدد؟(بچه رف پیشش🗿)
_دست گیره داغ بود دستم سوخت
+یکم فوتش کن
_بیا فوت کن
+من؟
_خودت گفتی خودتم انجام بده
+باشه(لبخند پوکری🗿)
_افرین شوهر قشنگمم
+خواهش میکنم زن خوبم
(ولی نوقع عقد چی میگن؟ میگن من شمارو دو شوهر اعلام میکنم؟ نه جدی چیهههه🗿🗿🤌🏻)
_همینجور مهربون باشی بهت هرچقدر بخوای بوسه میدم(ارزوی الان من: لبم نشدیم حداقل 🗿)
+عااا... داری از مغزت استفاده میکنی؟
_یاااااا
+چیه میخوای منو جلوی پدرت بزنی؟
_نه میخوای جلوی پدرم خیلی عمیق ببوسمت؟
+به نظرت اینو ببریم یا چی؟
_موافقم... ولی بعدا...
+باشه باشه بعدا فعلا اینو ببر
_ببینم تو واقعا الان میخوای اینو من ببرم؟
+خب مامانم ب تو گفت
_یکم قدرت مردونتو به کار ببر بایدالان بگی بده من ببرم
یاا اون زنی که میخواد با تو ازدواج کنه چی میشه
+خب فعلا الان من با ی مرد ازدواج کردم و از این ازدواج راضیم
_خوبه
حالا اینو بگیر دستم شکست.. من ی زن ضعیفم
+خخخ بده به من
مامان بیا اینو..... بگیر
✓هیع... هیع میخوا... ی یه شات.. دیگه هم بزنیم؟
•موافقم... موفقم
✓هیحیحیی
_وای اینا کی اون مشروبو....
واییی نه
اون قوی ترین مشروبمون.... بود
+چیی... چرا گزاشتی جلو دست این دوتا؟
_من خب... برای دیشب گزاشته بودم.. که.... تو بیاریش بخوریم... بعدش..
+تروخدا ادامه نده هوان تروخدا
_باشه(با خجالت فراوان🗿)
+پاشو اینارو ببریم تو خونه الان خودشونو ب کشتن میدن
پرش زمانی به 7 ساعت بعد یا همون نصف شب:

_هوفف بلاخره خوابیدن
چیکار میکنی؟
+اسمون شبو نگاه میکنم
_هوم.. عاا.. عایی(نشست هیچی نیس هیچی نیس اروم باشید🗿)
+تو... چند سالت بود؟
_25
چطور؟
+هیچی... همینجوری خواستم بدونم
_ولی من نیدونم تو چند سالته!
+خب بگو
_عاممم6
+چی میگی
_جدی میگم
+نمیشه تو چیزای دیگه جدی باشی؟
_چی مثلا؟
از کمرش گرفتش نزدیک خودش کردو گفت......


نویسنده کرم دارد...


𝐊𝐈𝐌𝐒𝐄𝐘𝐎𝐍𝐆


#فیک
#تاریخی
#کره_جنوبی

لایک نمیکنیداا🥺🥺🥺
دیدگاه ها (۳)

پارت هفت رو بزارم؟ گشادیم میشه بنویسم😣🗿🥲

PART7(صورتشم نزدیکش کرد 🗿) این که شوهرت گشنس و باید براش شام...

PART5+منم، هاجون_عاا تویی.... فک کردم الان گیر میوفتم+نمیزار...

سلام شاید نت نستم تا فردا پست بزارم

part= 19

#My_company_model پارت۷+میگما☆جونم بگو+اسم پسره اقای جئون چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط