عضو هشتم پارت اول
عضو هشتم (پارت اول)
یک روز همه تصمیم میگیرن باهم برن میلان
ایتالیا، رفتن سوار ماشین شدن و به سمت فرودگاه رفتن جیمین و جیهوپ رفتن صندوق خریدو بقیه رفتن به سمت هواپیما،ا/ت به تهیونگ گفت
ا/ت:تهیونگ من تو هواپیما حالت تعو میگیرم
تهیونگ: اشکال نداره من خودمم حالت تعو میگیرم
سوار هواپیما شدن و بخواتری که حالت تعو نیگرن خوابیدن
بعد از ۱۰ساعت رسیدن میلان، همه از هواپیما اومدن بیرون و به سمت تاکسی رفتن ، رسیدن خونه
ا/ت :چه خونه ی خوشگلی مال کیه؟؟
تهیونگ:مال کل گروه
رفتن خونه ا/ت آنقدر خسته بود که خوابید بقیه که داشتن شام میخوردن
جیمین: میگم فردا بریم بازار
همه جواب اره دادن به جز یونگی
یونگی : من میخوام فردا برم کتاب خونه نمیتونم بیام
همه رفتن و خوابیدن
صبح شد، همه رفتن صبحونه بخورند اما هنوز
ا/ت خواب بود ، همه صبحونه خوردن و بلند شدن
تا غذا درست کنن
جیمین: غذا چی درست کنم ؟
همه رو نودل و کیمچی بودن پس غذاشون کیمچی و نودل شد
همه در حال غذا خوردن بودن که یه صدای جیغ اومد
همه به سمت اتاق ا/ت رفتن دیدن ا/ت داره گریه
میکنه
تهیونگ : ا/ت چیشده؟؟
ا/ت:یه مارمولک تو اتاقه
همه زدن زیر خنده
جیمین :ترسون دیمون
حالا عصر شده و همه میخوان برن بازار
داخل بازار جیمین و ا/ت هرچی میدیدن میگرفتن
جونگ کوک :جیمین یه وقت برشکست نشی
جیمین: نه بابا
شب شد و همه به سمت ماشین میرفتن که برن خونه، همه از خیابون رد شدن جیمین هم داشت رد میشد که یه ماشین با سرعت زیاد اومد و
(کرم دارم جای حساس تموم میکنم🤣)
وای چه قدر بد شده ریدم بد جور💔💔💔
یک روز همه تصمیم میگیرن باهم برن میلان
ایتالیا، رفتن سوار ماشین شدن و به سمت فرودگاه رفتن جیمین و جیهوپ رفتن صندوق خریدو بقیه رفتن به سمت هواپیما،ا/ت به تهیونگ گفت
ا/ت:تهیونگ من تو هواپیما حالت تعو میگیرم
تهیونگ: اشکال نداره من خودمم حالت تعو میگیرم
سوار هواپیما شدن و بخواتری که حالت تعو نیگرن خوابیدن
بعد از ۱۰ساعت رسیدن میلان، همه از هواپیما اومدن بیرون و به سمت تاکسی رفتن ، رسیدن خونه
ا/ت :چه خونه ی خوشگلی مال کیه؟؟
تهیونگ:مال کل گروه
رفتن خونه ا/ت آنقدر خسته بود که خوابید بقیه که داشتن شام میخوردن
جیمین: میگم فردا بریم بازار
همه جواب اره دادن به جز یونگی
یونگی : من میخوام فردا برم کتاب خونه نمیتونم بیام
همه رفتن و خوابیدن
صبح شد، همه رفتن صبحونه بخورند اما هنوز
ا/ت خواب بود ، همه صبحونه خوردن و بلند شدن
تا غذا درست کنن
جیمین: غذا چی درست کنم ؟
همه رو نودل و کیمچی بودن پس غذاشون کیمچی و نودل شد
همه در حال غذا خوردن بودن که یه صدای جیغ اومد
همه به سمت اتاق ا/ت رفتن دیدن ا/ت داره گریه
میکنه
تهیونگ : ا/ت چیشده؟؟
ا/ت:یه مارمولک تو اتاقه
همه زدن زیر خنده
جیمین :ترسون دیمون
حالا عصر شده و همه میخوان برن بازار
داخل بازار جیمین و ا/ت هرچی میدیدن میگرفتن
جونگ کوک :جیمین یه وقت برشکست نشی
جیمین: نه بابا
شب شد و همه به سمت ماشین میرفتن که برن خونه، همه از خیابون رد شدن جیمین هم داشت رد میشد که یه ماشین با سرعت زیاد اومد و
(کرم دارم جای حساس تموم میکنم🤣)
وای چه قدر بد شده ریدم بد جور💔💔💔
- ۸.۷k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط