{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغضم گرفته وقتشه ببارم

بغضم گرفته وقتشه ببارم
چه بی هوا هوای گریه دارم
باز کاغذام با تو خط خطی شد
خدا این حس و حال و دوست ندارم
باز دور پنجر قفس کشیدن
دوباره عطرتو نفس کشیدم
قلم تو دست من پر از سکوته
دوباره از ترانه دست کشیدم
باز خاطرات توهمین حوالیه
حالم همینو یکم یه چند سالیه خالیه
جز تو تمام شهر میدونن حالمو
مثل کبوترم که سنگ آدما شکسته بالمو
این قلب بی قرار و از تو دارم
این حس انتظارو از تو دارم
اسمت هنوز دور گردنم هست
من این طناب دار و از تو دارم
اسمت نوشته رو بخار شیشه
دیدی که بی تو باشه دل نمیشه
من موندمو یه سایه توی خونه
میترسم اون هم رفتنی شه
دیدگاه ها (۳)

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را.حالا که دری هست مرا بال و پری نی...

.

می خواهم زندگی ام را به پای ثانیه های با تو بودن بریزم، اما ...

چشم هایت دریایی است....و منقایقی که آرام بر جزر ومدش در حرکت...

دوستت دارم، نه فقط برای لحظه‌هایی که کنارمی،برای تمام حس خوب...

اونـ_مالـ_منهـPart22و رفتم تو اتاق نشستم رو تخت بسته رو باز ...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

پارت ۳۱

دستاتو دور گردنش حلقه کردی، فلیکس وقتی حلقه‌ی دست‌هات رو دور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط