{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم زندگی ام را به پای ثانیه های با تو بودن بریزم، ا

می خواهم زندگی ام را به پای ثانیه های با تو بودن بریزم، اما ثانیه ها هم در تپش لحظه ها مرده اند.
وقتی قاصدک ها قدم به ایوان دلم می گذارند عطر وجودت همه جا را پر می کند و دلم هوای تورا می کند.
یک روز سر به بیابان خواهم گذاشت ، دیگر کسی نخواهد بود تا صدای دلتنگی ام را بشنود .
آن روز دیگر نه غصه خواهد بود و نه اشکی .
ما با هم سبز خواهیم شد در کویر عشق.
دیدگاه ها (۱)

بغضم گرفته وقتشه ببارم چه بی هوا هوای گریه دارم باز کاغذام ب...

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را.حالا که دری هست مرا بال و پری نی...

چشم هایت دریایی است....و منقایقی که آرام بر جزر ومدش در حرکت...

دلتنگی ها گاه از جنس اشک اند......و گاه از جنس بغض گاه سکوت ...

لبخندِ تورا،دیر زمانیست ندیدم ..💔اولین سالروز ولادت شماست که...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶ شیوه چشمش فریب جنگ داشت ماغلط ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵ویو میکا_____هفته‌ی دوم...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

پیوند خون و اختیارپارت ۱ | شبی که سرنوشت نوشته شدباران آرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط