{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش وقت رفتن چشمی برایم می گریست

کاش وقت رفتن چشمی برایم می گریست
دستی دامنم را می گرفت و نمی گذاشت بروم..
کاش کسی ساعت ها را می خواباند
چمدانم را باز می کرد
و مرا جا می گذاشت از رفتن..
اصلا کاش یک نفر بود که آب پشت سرم می ریخت
و با بغض می گفت ؛برو اما زود برگرد..
حجم درد تنهایی را چه کسی می فهمد
جز یک خانه سوت و کور در غروب جمعه ای دلگیر
و مسافری که می رود و هیچکس از رفتن و برگشتنش با خبر نمی شود...
دیدگاه ها (۱)

.......//برده ی زیبا//.......

«رایحه پنهان»جونگ‌هیون لبخند کمرنگی زد.- برو لباساتو عوض کن....

کاش وقت رفتن چشمی برایم می گریستدستی دامنم را می گرفت و نمی ...

اگر من بزرگ نمی شدم :پدرم هنوز زنده بود. موهای مادرم سفید نم...

اگر من بزرگ نمی شدم :پدرم هنوز زنده بود. موهای مادرم سفید نم...

اگر من بزرگ نمی شدم :پدرم هنوز زنده بود. موهای مادرم سفید نم...

اگر من بزرگ نمی شدم :پدرم هنوز زنده بود. موهای مادرم سفید نم...

اگر من بزرگ نمی شدم، موهای مادرم سفید نمیشد مادربزرگ، پدربزر...

اگر من بزرگ نمی شدم ، پدربزرگ هنوز زنده بوداگر من بزرگ نمی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط