{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سینه‌ام سرمایی از زمستانی ناشناخته رخنه کرده است ، من

در سینه‌ام سرمایی از زمستانی ناشناخته رخنه کرده است ، من فردای روزِ رفتنت هستم ...
دیدگاه ها (۲)

آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان منای عقلِ عقلِ عقلِ من ای...

می‌ایستم کنارِ دریاو طلوعِ تو را انتظار می‌کشم ...با موج بلن...

تویی چشم من وبی تو ندارم دیده‌ی بینا

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

سلام امام زمانم سلام مهدی جانم

سلام امام زمانم سلام مهدی جانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط