چندپارتی انزو.
چندپارتی انزو.
تو انتخاب همیشگی منی عزیزم.
انزو:این حرفت برام غریبس!
معلومه که من کاراملمو انتخاب میکنم.
بعد بازوی جینا رو گرفت.
نه محکم و نه لطیف.
و اونو از خونه انداخت بیرون و درو به روش بست.
بعد با نفس عمیق به روی دخترک برگشت و رفت جلوش زانو زد.
و گفت:اوه فرشته کوچولوی من از این موضوع که ناراحت نشدی.
دخترک بدون جواب دادن به سوالش گفت:تو هنوزم اونو دوست داری؟
انزو:همراه با خنده اهی کشید و گفت:معلومه که نه هانی.
اون فقط یه بچ خیانتکاره.
تو تمام زندگی منی.
دخترک گفت:از کجا مطمئن شم.
انزو در جواب بهش گفت:از اینجا که من میتونستم اون فرصتو قبول کنم.
از اونجا که من جلوی اون خیانتکار تورو سر بلند کردم و تورو زندگیم نامیدم.
دخترک گفت:انزو،عاشقتم.
انزو پیشونیش رو به پیشونیه دختر چسبوند و گفت:منم عاشقتم عزیزم منم عاشقتم.
و در گوشش زمزمه کرد:تو انتخاب همیشگی منی عزیزم.
و این بود داستان اعتماد دخترک.
...
end
تو انتخاب همیشگی منی عزیزم.
انزو:این حرفت برام غریبس!
معلومه که من کاراملمو انتخاب میکنم.
بعد بازوی جینا رو گرفت.
نه محکم و نه لطیف.
و اونو از خونه انداخت بیرون و درو به روش بست.
بعد با نفس عمیق به روی دخترک برگشت و رفت جلوش زانو زد.
و گفت:اوه فرشته کوچولوی من از این موضوع که ناراحت نشدی.
دخترک بدون جواب دادن به سوالش گفت:تو هنوزم اونو دوست داری؟
انزو:همراه با خنده اهی کشید و گفت:معلومه که نه هانی.
اون فقط یه بچ خیانتکاره.
تو تمام زندگی منی.
دخترک گفت:از کجا مطمئن شم.
انزو در جواب بهش گفت:از اینجا که من میتونستم اون فرصتو قبول کنم.
از اونجا که من جلوی اون خیانتکار تورو سر بلند کردم و تورو زندگیم نامیدم.
دخترک گفت:انزو،عاشقتم.
انزو پیشونیش رو به پیشونیه دختر چسبوند و گفت:منم عاشقتم عزیزم منم عاشقتم.
و در گوشش زمزمه کرد:تو انتخاب همیشگی منی عزیزم.
و این بود داستان اعتماد دخترک.
...
end
- ۶۲۷
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط