{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
مادربزرگم می گفت غماتون رو نشمرید
هی روش می یاد!
مادربزرگم سیاه نمی پوشید،
می گفت فلک رو گول بزنیم دیگه بلا نفرسته!
می دونم کارمون از فریب دادن تقدیرِ غریبمون گذشته، اما خدا رو چه دیدین
شاید مادربزرگا یه چیزی می دونستن که ما نمی دونیم ..

#جذاب
دیدگاه ها (۴)

چقدر خسته‌ايمچقدر دست و پامان درد مى‌كندانگار هر روز، از كوه...

:عاشق یعنی من که بی تو قلب حساسم میمیرهیعنی من که دلم پیش چش...

همه چيزمان شرطى شده!زنگ بزنى،زنگ ميزند!پيغام بدهى،پيغام ميده...

💌 نامه ای به تو  : از همه‌ی اونایی که باهاتون نامهربون بودن ...

وارث ابدی 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟑تهیونگ حالا ۱۶ ساله بود.با اینکه بیشتر وقتش...

بخش آخر پارت ۷

فن‌فیکشن | «بعد از آخرین شب»قسمت دوم: حقیقتی که نباید گفته م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط