عشق مافیایی 🔪🩸🖤
عشق مافیایی 🔪🩸🖤
پارت :۱۱
ویو لارا : داشتیم غذا میخوردیم که یهو یکی در زد . اجوما دویید رفت درو باز کرد که یه پسر خوشتیپ با دستی پر از تتو وارد شد یه استایل دارک داشت . بدون اینکه سلام کنه اومد سر میز و حمله ور شد سر میز . تهیونگ گفت :
+ اقای جونگکوک سلام کردن بلد نیستی ؟!
(بچها فکر کنم علامت جونکوک این بود = )
= اها ببخشید سلام بر بزرگترین مافیای اسیا و این لیدی زیبا که نمیدونم کی هست (دهن پر)
یه لبخند از روی بامزکیش زدم و تهیونگ دید .
+ خیلی خب نمیخواد با دهن پر حرف بزنی غذاتو بخور بعدشم ایشون همسر من هستن احترامشون واجبه (جدی)
= اوهو ببخشید خانم من نمیدونستم شما همسر این کوه یخ هستید .
اخ این دقیقا حرف دل منو زد . ولی خیلی بامزس ولی این اقای جونگکوک کیه تهیونگ میشه !
- ببخشید تهیونگ میشه بگی ایشون کی هستن ؟!
+ اها ببخشید این گنده لات دوست بچگی منه در اصل مثل برادرمه .
روبه جونگکوک کرد و گفت :
+ حالا پرو نشی .
= ممنون بابت تعریفت .
+ خواهش راستی لارا ما جونگکوک رو کوک صدا میکنیم تو هم میتونی کوک صداش کنی .
- باشه.
= خب زن داداش زندگی با این کوه یخ چطوره (مسخره)
یه کم خندیدم و گفتم :
- بد نیست ( خنده )
+ ریختین رو هم منو مسخره کنید ؟! ( خنده )
= نه بابا کی ما !
+ نه عمت .
= با عمه ی من شوخی نکن (مسخره)
🤨😂+
😂-
😂=
+ خیلی خب بسه دیگه ما کار داریم .
= همیشه بلدی چطور بحثو عوض کنی اقای کوه یخ .
+ کوک بسه دیگه ما کار داریم . لارا مگه قرار نبود زنگ بزنی داداشت بیاد .
- واییییییی یادم رفتتتت( جیغ )
=کر شدیم بابا (خنده)
دوییدم رفتم بالا زنگ بزنم به سوهوک . راستش بلخره یکی هست توی این عمارت بخنده . فکر کردم اینجا تلسم شده ولی وقتی کوک اومد فهمیدم نه اینجا بدم نیست .
زنگ زدم به سوهوک و گفت الان اماده میشه و گفتم راننده بره دنبالش . خودمم رفتم پایین و به تهیونگ گفتم و گفت که میره اماده بشه و به اجوما گفتم یه کم دسر واسه پذیرایی درست کنه و کوک هم روی مبل داشت فیلم میدید و گفت :
= بلخره یکی داره میاد که مثل این کوه یخ نیست و شاید شاد باشه . زن داداش برادرت چطور پسریه ؟!
- داداشم خیلی پسر شاد و شوخیه باورت میشه اگه ببینیش و یه کم باهات گرم بگیره کلی میخندونت .
= عه پس خوبه یکی دیگه هم به جمعمون اضافه میشه البته یکی دیگمون مونده .
- مگه کس دیگه ای هست ؟!
= خودت میفهمی (پوزخند )
= البته یه نفر نیست بیشتر از یه نفره .
- خیلی خب تا از فوضولی نمردم بهتره برم تو هم که چیزی نمیفهمی من رفتم کوک .
= خدافظ زن داداش .(خنده)
رفتم توی اتاق و یه کم ارایش کردم که صورتم جون بگیره راستش اینجا کلی امکانات دارم و همه چی دارم و چیزی کم ندارم ولی هنوز هم معذبم و نمیخوام پیش یه مافیا زندگی کنم . (عکس وسایل لارا رو پارت بعد میزارم )
اومدم بیرون و تهیونگ و دیدم که یه ست خونگی خوشکل زده و یه عطر تلخ زده که ادم مستش میشه . رفتیم پایین که در خونه زده شد ...
پارت بعد شاید امشب بذارم شاید فردا نمیدونم . 💖❤️🩹💞💝
پارت :۱۱
ویو لارا : داشتیم غذا میخوردیم که یهو یکی در زد . اجوما دویید رفت درو باز کرد که یه پسر خوشتیپ با دستی پر از تتو وارد شد یه استایل دارک داشت . بدون اینکه سلام کنه اومد سر میز و حمله ور شد سر میز . تهیونگ گفت :
+ اقای جونگکوک سلام کردن بلد نیستی ؟!
(بچها فکر کنم علامت جونکوک این بود = )
= اها ببخشید سلام بر بزرگترین مافیای اسیا و این لیدی زیبا که نمیدونم کی هست (دهن پر)
یه لبخند از روی بامزکیش زدم و تهیونگ دید .
+ خیلی خب نمیخواد با دهن پر حرف بزنی غذاتو بخور بعدشم ایشون همسر من هستن احترامشون واجبه (جدی)
= اوهو ببخشید خانم من نمیدونستم شما همسر این کوه یخ هستید .
اخ این دقیقا حرف دل منو زد . ولی خیلی بامزس ولی این اقای جونگکوک کیه تهیونگ میشه !
- ببخشید تهیونگ میشه بگی ایشون کی هستن ؟!
+ اها ببخشید این گنده لات دوست بچگی منه در اصل مثل برادرمه .
روبه جونگکوک کرد و گفت :
+ حالا پرو نشی .
= ممنون بابت تعریفت .
+ خواهش راستی لارا ما جونگکوک رو کوک صدا میکنیم تو هم میتونی کوک صداش کنی .
- باشه.
= خب زن داداش زندگی با این کوه یخ چطوره (مسخره)
یه کم خندیدم و گفتم :
- بد نیست ( خنده )
+ ریختین رو هم منو مسخره کنید ؟! ( خنده )
= نه بابا کی ما !
+ نه عمت .
= با عمه ی من شوخی نکن (مسخره)
🤨😂+
😂-
😂=
+ خیلی خب بسه دیگه ما کار داریم .
= همیشه بلدی چطور بحثو عوض کنی اقای کوه یخ .
+ کوک بسه دیگه ما کار داریم . لارا مگه قرار نبود زنگ بزنی داداشت بیاد .
- واییییییی یادم رفتتتت( جیغ )
=کر شدیم بابا (خنده)
دوییدم رفتم بالا زنگ بزنم به سوهوک . راستش بلخره یکی هست توی این عمارت بخنده . فکر کردم اینجا تلسم شده ولی وقتی کوک اومد فهمیدم نه اینجا بدم نیست .
زنگ زدم به سوهوک و گفت الان اماده میشه و گفتم راننده بره دنبالش . خودمم رفتم پایین و به تهیونگ گفتم و گفت که میره اماده بشه و به اجوما گفتم یه کم دسر واسه پذیرایی درست کنه و کوک هم روی مبل داشت فیلم میدید و گفت :
= بلخره یکی داره میاد که مثل این کوه یخ نیست و شاید شاد باشه . زن داداش برادرت چطور پسریه ؟!
- داداشم خیلی پسر شاد و شوخیه باورت میشه اگه ببینیش و یه کم باهات گرم بگیره کلی میخندونت .
= عه پس خوبه یکی دیگه هم به جمعمون اضافه میشه البته یکی دیگمون مونده .
- مگه کس دیگه ای هست ؟!
= خودت میفهمی (پوزخند )
= البته یه نفر نیست بیشتر از یه نفره .
- خیلی خب تا از فوضولی نمردم بهتره برم تو هم که چیزی نمیفهمی من رفتم کوک .
= خدافظ زن داداش .(خنده)
رفتم توی اتاق و یه کم ارایش کردم که صورتم جون بگیره راستش اینجا کلی امکانات دارم و همه چی دارم و چیزی کم ندارم ولی هنوز هم معذبم و نمیخوام پیش یه مافیا زندگی کنم . (عکس وسایل لارا رو پارت بعد میزارم )
اومدم بیرون و تهیونگ و دیدم که یه ست خونگی خوشکل زده و یه عطر تلخ زده که ادم مستش میشه . رفتیم پایین که در خونه زده شد ...
پارت بعد شاید امشب بذارم شاید فردا نمیدونم . 💖❤️🩹💞💝
- ۶۰
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط