وقتی مدل بودی و جیمین رئیست
وقتی مدل بودی و جیمین رئیست❤️🩹
پارت۳🌊
دختر خوشگلیه ولی خیلی شبیه دختر خالمه که تو آلمانه عجیبه
جیمین داشت باخودش حرف میزد که ات صداش زد..
_ببخشید رئیس رئیسسس
×بله
_حالتون خوبه
×آره آره خوبم ببخشید حواسم پرت شد
_خوبه من این برگه رو باید امضا کنم؟
× بله بفرمایید اینم خودکار
_خیلی ممنون
ات برگه رو امضا زد و به جیمین داد
خواست بره که جیمین گفت...
× ببخشید میپرسم اسمتون چیه؟
_نه اشکالی نداره کیم یونا هستم
×اها بله خیلی ممنون از فردا ساعت ۶و ۴۵ دقیقه اینجا باشید
_خیلی ممنون چشم خداحافظ
وبیرون رفت
(خب میدونم نفهمیدین که چرا به جای لی ات گفت کیم یونا الان توضیح میدم)
فلش بک
۲۴ اکتبر ۲۰۱۱
ات داشت داخل اتاق خودش بازی میکرد که پدر و مادرش اومدن گفتن که خالش با اونا میخواد به یه سفر کاری بره پس ات تنها میمونه برا همین به جیمین میگن که پیشش بمونه چند روز اول به هم عادت نداشتن و همش باهم دعوا میکردن و فوش میدادن ولی بعد دو هفته باهم سازگار شدن و حتی شبا کنار هم میخوابیدن چون ات فوبیای تاریکی داشت میترسید وپیش جیمین میموند
_رفتم تو اتاق تا ادامه ی درسم رو بخونم که دیدم جیمین تو تخت داره با گوشی کار میکنه با بالاتنه ی لخت چون سه هفتس باهمیم عادت کردم رفتم تا کتابام رو بیارم که درس بخونم که دیدم ریده تو جزوم که کلی براش زحمت کشیدم و اونو خط خطیش کرده یه جیغ فرا بنفش کشیدم که ۳ متر رفت رو هوا
× چته مگه گرازی جیغ میزنی
_آره توی گاو(خودت گاوی) جزوه ی سه روزمو خط خطی کردی انتظار داری بیام ببوسمت هااااااااا
×خب دوست داشتم
_تو غلط کردی دوست داشتی
و مثل عقاب پرید به جیمین (بچم خودم میام نجاتت میدم)
و رفت دقیقا روی یه جای بسیار بد نشست(ودف)جیمین که اخش دراومد
× اخخخخخخخ چیکار میکنی
_مگه چیکار کردم(هنوز نمیدونه کجا نشسته ودهل)
و شروع میکنه به تکون تکون خوردن
×میشه اینقد تکون نخوری
_چراااا
×تو نباید وقتی روی یه پسر میشنی تکون بخوری
_خب که چی الان مثلا میای منو میکشی
× ها؟ نه بهتر از اون
و روی ات خیمه میزنه.....
بوس به کلتون 😗
yona_park
پارت۳🌊
دختر خوشگلیه ولی خیلی شبیه دختر خالمه که تو آلمانه عجیبه
جیمین داشت باخودش حرف میزد که ات صداش زد..
_ببخشید رئیس رئیسسس
×بله
_حالتون خوبه
×آره آره خوبم ببخشید حواسم پرت شد
_خوبه من این برگه رو باید امضا کنم؟
× بله بفرمایید اینم خودکار
_خیلی ممنون
ات برگه رو امضا زد و به جیمین داد
خواست بره که جیمین گفت...
× ببخشید میپرسم اسمتون چیه؟
_نه اشکالی نداره کیم یونا هستم
×اها بله خیلی ممنون از فردا ساعت ۶و ۴۵ دقیقه اینجا باشید
_خیلی ممنون چشم خداحافظ
وبیرون رفت
(خب میدونم نفهمیدین که چرا به جای لی ات گفت کیم یونا الان توضیح میدم)
فلش بک
۲۴ اکتبر ۲۰۱۱
ات داشت داخل اتاق خودش بازی میکرد که پدر و مادرش اومدن گفتن که خالش با اونا میخواد به یه سفر کاری بره پس ات تنها میمونه برا همین به جیمین میگن که پیشش بمونه چند روز اول به هم عادت نداشتن و همش باهم دعوا میکردن و فوش میدادن ولی بعد دو هفته باهم سازگار شدن و حتی شبا کنار هم میخوابیدن چون ات فوبیای تاریکی داشت میترسید وپیش جیمین میموند
_رفتم تو اتاق تا ادامه ی درسم رو بخونم که دیدم جیمین تو تخت داره با گوشی کار میکنه با بالاتنه ی لخت چون سه هفتس باهمیم عادت کردم رفتم تا کتابام رو بیارم که درس بخونم که دیدم ریده تو جزوم که کلی براش زحمت کشیدم و اونو خط خطیش کرده یه جیغ فرا بنفش کشیدم که ۳ متر رفت رو هوا
× چته مگه گرازی جیغ میزنی
_آره توی گاو(خودت گاوی) جزوه ی سه روزمو خط خطی کردی انتظار داری بیام ببوسمت هااااااااا
×خب دوست داشتم
_تو غلط کردی دوست داشتی
و مثل عقاب پرید به جیمین (بچم خودم میام نجاتت میدم)
و رفت دقیقا روی یه جای بسیار بد نشست(ودف)جیمین که اخش دراومد
× اخخخخخخخ چیکار میکنی
_مگه چیکار کردم(هنوز نمیدونه کجا نشسته ودهل)
و شروع میکنه به تکون تکون خوردن
×میشه اینقد تکون نخوری
_چراااا
×تو نباید وقتی روی یه پسر میشنی تکون بخوری
_خب که چی الان مثلا میای منو میکشی
× ها؟ نه بهتر از اون
و روی ات خیمه میزنه.....
بوس به کلتون 😗
yona_park
- ۸.۳k
- ۲۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط