وقتی مدل بودی و جیمین رئیست
وقتی مدل بودی و جیمین رئیست❤️🩹
پارت۲🌊
ویو جیمین
امروز آلارم گذاشتم تا ساعت ۶ و نیم بیدار شم آلارم زنگ خورد رفتمwc کار های لازم رو انجام دادم یه کت و شلوار راه راه نقره ای پوشیدم و رفتم پایین تا صبحونه بخورم امروزم باید میرفتم تا با اون احمقا سر و کله میزدم اصلا کار خودشونو بلد نیست همش رئیس رئیس مردم دیگه از دستشون با این افکارم صبحونه رو تموم کردم و چون تنها زندگی میکنم همینطوری میزنم بیرون داشتم با ماشین رانندگی میکردم که یه ماشین زرد مسابقهای از کنارم مثل موشک رد نزدیک بود تصادف کنم اینقد بهش فوش دادم تا رسیدم دم در الان ساعت ۷ بود دقیق رسیدم سرکار خوبه رفتم پیش لارا (منشی شرکت پارک) سلام کردم و رفتم و تو اتاقم منتظر کارمند مدل زن جدید شدم امروز قرار بود با من ملاقات کنه همیشه اینقد دیر میکنه از افکارم اومدم بیرون که صدای حرف دو زن رو شنیدم فکر کنم لارا داره با اون کارمند جدید حرف میزنه چه زود لارا با همه دوست میشه که صدای در شنیدم و اجازه داخل اومدن بهش دادم که یه دختر خوش اندام زیبا اومد داخل خیلی برای مدل بودن خوشگله اه بسه چقد فکر های مضخرف میکنم...
_ ات
× جیمین
_سلام ببخشید دیر کردم
×نه مشکلی نیست بفرمایید
_برای مدل زن اومدم تا استخدام بشم
× بله اطلاع دارم خیلی خوش اومدید
_ممنونم
× اول باید این برگه رو پر کنید و با دقت بخونید
_بله حتما
ات داشت برگه رو میخوند که نگاه های سنگینی رو روی خودش حس کرد سرش رو بالا آورد و دید که رئیسش سریع سرش رو پایین آورد توجهی نکرد و ادامش رو خوند
جیمین تو افکارش میگفت که دختر خوشگلیه ولی ....
بوس به کلتون 😗
yona_park
پارت۲🌊
ویو جیمین
امروز آلارم گذاشتم تا ساعت ۶ و نیم بیدار شم آلارم زنگ خورد رفتمwc کار های لازم رو انجام دادم یه کت و شلوار راه راه نقره ای پوشیدم و رفتم پایین تا صبحونه بخورم امروزم باید میرفتم تا با اون احمقا سر و کله میزدم اصلا کار خودشونو بلد نیست همش رئیس رئیس مردم دیگه از دستشون با این افکارم صبحونه رو تموم کردم و چون تنها زندگی میکنم همینطوری میزنم بیرون داشتم با ماشین رانندگی میکردم که یه ماشین زرد مسابقهای از کنارم مثل موشک رد نزدیک بود تصادف کنم اینقد بهش فوش دادم تا رسیدم دم در الان ساعت ۷ بود دقیق رسیدم سرکار خوبه رفتم پیش لارا (منشی شرکت پارک) سلام کردم و رفتم و تو اتاقم منتظر کارمند مدل زن جدید شدم امروز قرار بود با من ملاقات کنه همیشه اینقد دیر میکنه از افکارم اومدم بیرون که صدای حرف دو زن رو شنیدم فکر کنم لارا داره با اون کارمند جدید حرف میزنه چه زود لارا با همه دوست میشه که صدای در شنیدم و اجازه داخل اومدن بهش دادم که یه دختر خوش اندام زیبا اومد داخل خیلی برای مدل بودن خوشگله اه بسه چقد فکر های مضخرف میکنم...
_ ات
× جیمین
_سلام ببخشید دیر کردم
×نه مشکلی نیست بفرمایید
_برای مدل زن اومدم تا استخدام بشم
× بله اطلاع دارم خیلی خوش اومدید
_ممنونم
× اول باید این برگه رو پر کنید و با دقت بخونید
_بله حتما
ات داشت برگه رو میخوند که نگاه های سنگینی رو روی خودش حس کرد سرش رو بالا آورد و دید که رئیسش سریع سرش رو پایین آورد توجهی نکرد و ادامش رو خوند
جیمین تو افکارش میگفت که دختر خوشگلیه ولی ....
بوس به کلتون 😗
yona_park
- ۶.۶k
- ۲۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط