{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاصه ی رمانBlack Gold بلک گلد

خلاصه ی رمانBlack Gold (بلک گلد):


میونگ دختری که تو ناز و نعمت بزرگ شده 18 سالشه کیوت،مهربون،ناز اما با این همه خصلت خوب چند خصلت بد هم داره وحشی،زبون دراز،همیشه به دوستاش فحش میده


تهیونگ از بچگی آرزو داشت جای پدرش رو بگیره پدرش مافیا بود تهیونگ 28 سالش شد و جای پدرش رو گرفت فقط با خانواده و دوستاش مهربون بود،غیرتی،مافیا،از لحاظ قیافه و هیکل کسی نبود بتونه باهاش رقابت کنه و الان 36 سالشه

تهیونگ یه خواهر داره که 20 سالشه و یه برادر که 22 سالشه برادرش دوست دختر داره و خواهرش یه خواستگار داره که همکار تهیونگه و مافیاس



میونگ یه خواهره 26 ساله داره که ازدواج کرده و یه بچه هم داره یک برادر داره که 22 سالشه و نامزد داره مادر و پدر میونگ از ایران به کره سفر کردن و خواهر و برادر میونگ کره به دنیا اومدن اما بعد به ایران اومدن و میونگ ایران به دنیا اومد بعد از به دنیا اومدن میونگ اونا دوباره به کره رفتن و همونجا زندگی کردن


مینجی:دوست صمیمی میونگ همیشه مراقبشه نمیزاره حتی یه خش رو میونگ بیوفته 18 سالشه وحشی،از پسرا خوشش نمیاد،بوکس کار میکنه


جیمین: دوست صمیمی تهیونگ و همینطور دسته راستش،جیمین هم مافیاس،همسن تهیونگ


باند مافیایی بلک گلد : تهیونگ رئیس باند،جیمین دست راست تهیونگ،جونگ کوک دست چپ تهیونگ،جیهوپ هکر باند،یونگی تک تیرانداز باند،نامجون باز پرس باند،جین قمار باز(مسئول خرید و فروش مواد و اسلحه...)

اسلاید اول میونگ
اسلاید دوم مینجی
اسلاید سوم خواهر تهیونگ
اسلاید چهارم برادر تهیونگ
اسلاید پنجم برادر میونگ
اسلاید ششم نامزد برادر میونگ
اسلاید هفتم دوست دختر داداش تهیونگ
اسلاید هشتم خواستگار خواهر تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

بِلَک گُلدشخصیت اصلی:میونگ،تهیونگ،مینحی،جیمینژانر:عاشقانه،ما...

های گایز فیک نوشتن و شروع میکنم(البته تو پیچ قبلیم که مسدود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط