{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. آمدی بغض گلو قسمت باران بکنی

. آمدی بغض گلو قسمت باران بکنی
بارش ابر غمی سهم بیابان بکنی

آمدی تنگ تر از پیش دلم تنگ شود
خانه ی دنج دلم کُنج خیابان بکنی

آمدی تلخ ترین قصّه شود قصّه ی من
غصه ها در دل این غم زده مهمان بکنی

آمدی آمدنت لذّت دیدار نداشت
نیتّت زلزله ای بود پریشان بکنی

اینکه با آمدنت کفر من ایمان بشود
اینکه شمشیر بگیری و مسلمان بکنی

اینکه ساز دل ناکوک ببینی بروی
زخمه از حنجره ی عاطفه پنهان بکنی

بی خداحافظی آماده ی رفتن بشوی
کاخ رویایی این سلسله ویران بکنی

شاعری درد بدی بود چه می فهمیدی
آمدی شعر شدی یکسره عصیان بکنی
دیدگاه ها (۱)

همیشه منتظرشنیدن نباش ............... گاهی ...

چقدرجالبه میدونی بهش نمیرسی.....ولی بازم دیوونشی...

کلمه سحرانگیز «سلام»، چه قدرتی دارد برای تابش محبت! حس کرده ...

صبح استاول سلام به مهربانم ، خداوند متعالسلامی از اعماق وجود...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط