{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
گو چه رازی است در این موج مه‌آلود نگاهت
که تو چون باد پریشانی و مستی
دست در دست خزان، خنده‌کنان
در دل این باغ نشستی!
چه بگویم، به که گویم
که دلم گلشن اسرار تو گشته
گل هر یاد در این باغ پریشان
به سرانگشت تو در خاطره خاک نشسته
وای بر من که دلم پُر ز تمنای تو گشته
نتوانم، نتوانم که بگویم:
دل من لیلی‌اش از یاد نبرده

#علیرضا_کلیایی
#گل
#راز #موج #مه_آلود #نگاهت #باد #پریشانی #مستی #دست #خزان #خنده_کنان #دل #باغ #گلشن #اسرار #یاد #یار #سرانگشت #خاطره #خاک #نشسته #وای #تمنا #لیلی #پاییز #آذر
#flowers
#flower
دیدگاه ها (۰)

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

عاشقانه ها

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ (Final)ویو لیلی ___هم...

🧕دختــرِ ایران زمیـن، هجـومِ دشمن ببیـن🚨🚨شعر إخطارِ سنگین در...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت یازدهم

جنگل نفرین شده پارت ۳۰ (آخر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط