شب را عصاره بین،

شب را عصاره بین،
راز، تنها هست؛
رازِ تنها هست!
پلک بگذار!
فکر را ببین!
این چه فکریست
که جای،
خوش،
در دل کرده؟!
این چنین است،
که ساقی،
دم مستان،
به شراب مست نکرده!
این خدا بود
که من نوشیدمش؟!
نه!
پشت این سنگِ دلت
در پی چشمه عشق؛
ساعت و ساعتها میگردم!
#سینا_جوادی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty one ویوی تهیونگ :اون شب ا...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

فصل دهم _ خانواده ای که سویون را درک نمی‌کند صدای شکستن شیشه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 42+ اون چیه؟قرصش رو ...

### **پارت اول: سایه‌های عمارت غریبه**صدای تیک‌تاک ساعت دیوا...

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

دختر ماه و پسر خورشید پارت سوم

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

یاهو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط