{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

### **ستاره‌های دو قلب**

### **ستاره‌های دو قلب**
### **Part 26

**از زبون دامیان:**
تو مدرسه، همه ستاره‌ها دادیم. آقای هندرسون: "قهرمانان!" آنیا دستمو فشرد، بوسه دادی عمومی. دیمین محافظت کرد و همه خیلییییی شاد بودند هم ما برنده شدیم هم محافظت ها خوب بود.

**از زبون آنیا:**
بکی جیغ زد: "عروسی کیه؟" خندیدم، دامیان قرمز شد و شبیه گوجه فرنگی شد و منو بکی باهم خندیدمم به دامیان واقعا موندم که چرا با اون همه کاری که کرد بازم خجالت میکشه عجبه ها.

**از زبون دیمین:**
ایمان و امیل گشت، شایعه‌ها رو سرکوب. ملیندا بازدید کرد، هدیه آورد. لوئد نصیحت: "عشق و وظیفه." یوری پاترول، همه امن.

**از زبون ملیندا:**
با یور حرف زدم طولانی، از آشپزی تا عشق. دونووان تأیید: "خانواده بزرگ." بکی عکس گرفت، خاطره ساخت و خواهد ساخت هردو خانواده میتونن باهم کنار بیان.

**از زبون دونووان:**
با مدیر مدرسه جلسه، بورسیه دادی به آنیا و دامیان. اتحاد رسمی، دشمنا ترسیدن و همه شون باهم فرار کردند و اتحادانجام شد.

**از زبون نویسنده:**
افتخار آکادمی، عشقشون الهام‌بخش. تهدید جدید هست و ان ها یاد گرفتند که عشق آن ها از اول واقعی بود؟
دیدگاه ها (۰)

### **ستاره‌های دو قلب** ### **Part 27**از زبون دامیان:** ...

منو دامیانم

### **ستاره‌های دو قلب** ### **Part 25:**از زبون دامیان:** ...

مامان یورم😁

ستاره‌های دو قلب Part 16: **از زبون دامیان:** *شب مهمانی، ...

ستاره‌های دو قلب Part 8 : **از زبون دامیان:** *بوسه دیشب خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط